من جایی در گذشته خودم را جا گذاشتهام ..
میان لالایی های مادرم ، در کوچه و بازار های شهر و بوی کاهگل های دیوار خانه ها عصر های پاییزی ..
آری من خودم را جا گذاشتهام شاید در این حوالی و شاید در اعماق خاطرات
ولیکن هیچکس هرگز به دنبالم نگشت تا مرا بازگرداند ..دگر خودم را گم کردهام و حال در باتلاقی از اندوه و درماندگی یافتهام .
#من؟!
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•
چمدونم مثلا این پیام و براش فور کن و بگو امروز روز جهانی زیبایی ِ ولی تو برای من همیشه زیبایی .
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند
نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند
بانوی من ، چگونه تسلایتان دهم
چون چشم های باورتان گریه می کنند
وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم
انگار که ابرهای جهان گریه می کنند
انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند
حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کند؛
قانون شطرنج میگه وقتی شاهُ از دست بدی بازیُ باختی .
«من در مورد شطرنج حرف نمیزنم»
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•