چه بگویم برایت؟از کجا بگویم برایت؟از کدام درد؟از کدام رنج؟بگویم جان در من برای ادامه دادن نمانده؟بگویم همچو ابر سرگردان در میان جنگل های سر به فلک کشیده گیلان سرگردانم؟چه گویم؟ زبانم قاصر است از وصف این زخم،هران کس آمد مرحمی باشد برای دردمان بعکس درد را عمیق تر کرد و خود بار سفر را بست و رفت،حق میدهم به شیطان که به آدمیزاد سجده نکرد!سالها در این کنج تنهایی ماندیم و خاک خوردیم ولیکن کسی در خانهی ویرانهی دلمان را نزد ببیند زندهایم یا مرده،حال من به تو چه گویم؟خستهام از نگاه دیدگان بی رحم،خستهام همچو کودکی که دستش را وسط دریا ول کردهاند و غرق شده،خستهام همچو بارکش کهن سالی که نایی برایش نمانده!سالها کوشیدم تا کس نداند درد و رنج قلب پر دردم را،اما آخر چه کنم؟!بدون زره و شمشیر مرا به این دنیا فرستادند دگر چگونه در میدان جنگی بجنگم که سلاحی ندارم؟کودکی بودم بی خبر از دنیای آدم بزرگ ها،شاد!بی رحمانه پیرم کردند.به این شهر مملو از جمعیت نگاه کن هرکدام زخمی زده و زخمی خوردهاند،اخر من به کدام یک از این ها زخم زدهام که این چنین مرا زخمی کردهاند؟!منِ بی نوا هیزم فروش هم نبودم که بخواهم هیزم تری به کس بفروشم! دگر ذهنم خسته است و قلبم تکه تکه و روحم زخم خورده،حال من به تو چه گویم؟ زین پس جانی برایم نمانده تا صدایت زنم عزیز تر از جانم .
- #من؟!
یهنی چه ک باس درس بخونم برم قیافه معلم گوسسته پیکر و تحمل کنم؟!
مدرسه چه چهه؟کات بای .
[غرغر های عسل جلد اول ،صفحه ۱۳]
بزنید *100*64#
.
میدونم زیادی دست و دلباز شدم دیگه که میشه کرد اینم عیدی من به شوما 🗿❤️🩹
بابا لامصبا بزارید برق بیاد بشه آنتن بیاد نتم وصل بشه گوشیم شارژ بشه ایتا بیاره بالا یه دفاع از خودم بکنم دوست نداشتید لف بدید 🗿🚬