دوستم تعریف میکرد که میگه تو مهمونی خانوادگی از مادربزرگش پرسیده قدیم که هیچی نبوده چیکار میکردین حوصلتون سر نمیرفت ؟ گفت اونجا رو نگاه کن ، گفت خوب که نگاه کردم دیدم ۱۲ تا عمو و عمه هام نشستن .
بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
ـــــ
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی،که بود؟ چرا رفت؟ چرا بود و چرا نیست . . .
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•
راستش بچه ها من اگه پستچی بودم هرسری که یه بسته رو میرسوندم نمیرفتم ، میگفتم بیا باهم بازش کنیم ببینیم چیا برات فرستادن .
بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
ــــــ
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم ، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت …