بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
سلام باوان من ؛ - گفتم باوان. . .یادمه وقتی سال اول دانشگاه بودم شهرمون تبریز بود و من افتاده بودم ر
یکی از رفقا متن رو داده به هوش مصنوعی و این جوابش بوده. . .
اشک=))))))))
بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
جدی جدی فردا 4 ماه از تاسیس اینجا میگذره ؟. . .
جدی جدی 4 ماه گذشت. . .؟
مود کانالا الان: تایم دو صفر دو صفر
فدای چشمات
آروم جونم
درد کوفت زرمار اصن هوا چه خوبه🗿✨
سلام زیبای من،سلام قناری خوش آواز من،سلام جهان کوچک من ؛
---
حالت چطوره نازنینم؟دخترک شیرینم؟عزیز دل مادر میخوای باهم حرف بزنیم دخترکم؟ عزیز دل مادر نمیدونم الان از حرف هایی که میزنم خوشحال میشی یا ناراحت؟یا. .اصلا به دستت میرسه یا نه؟ولی جهان کوچک من، مامان وقتی به دنیا اومد فکرشو نمیکرد یه روزی خودش مادر بشه،نازنینم تا وقتی کوچیکی تنها دغدغهات پخش شدن کارتون مورد علاقتُ عصر جمعه پارک رفتنُ بستنی خوردنِ،وقتی کم کم بزرگ میشی لباس مدرسه تنِ کوچولوت میکنی گیره سر صورتی خوشگلت رو که شکل ماه میشی میزنی به فرفری های قشنگت کم کم بزرگ میشی میفهمی استرس یعنی چی ترس یعنی چی!ولی دخترک شیرینم قند و نباتم این به این معنی نیست که تو باید خسته بشی عزیز دل مادر چون این تازه اولشِ بزرگتر که میشی یه روز میگی؛وای چرا جوش زدم؟حالا چی بپوشم؟مامان ناهار چی داریم؟اَه حوصله درس خوندن ندارم اصلا فردا مدرسه نمیرم!مامان این لباسِ بهم میاد یا اون ابیه؟. . .اره عزیزکم وقتی بزرگ میشی هرروز یه دغدغه تازه پیدا میکنی تا جایی که یه پارچه خانوم میشی و دلت با دیدن چشمای کسی از دست میره!همیشه میگفتم اگه یه روزی بشینم برای دخترم چیزی بنویسم قطعا مینویسم هیچ وقت عاشق نشه!اما جهان کوچک من شیرینیِ زندگیِ مادر حالا میگم عاشق شو اما عاشق آدم درست،هیچ کسی ارزش ناراحت شدنِ دختر قشنگ منُ نداره مگه نه؟پس زیباتر از ماهِ مادر وقتی حس کردی اونقدر بزرگ شدی که بتونی از پس درد عشقُ پیچ و خماش بر بیای اونوقت آدم درست زندگیت رو انتخاب کن،من آرزو دارم عروس شدنِ دختر قشنگمُ ببینم!پس دوست دارم عشقت رو به مردی هدیه بدی که قلبش رو بهت هدیه بده. .دردونوی مادر قبولی دانشگاه و شب امتحان و حرف های دیگران و شکست و عشق و...هیچ کدوم ارزش بارونی شدن دریای چشمای دختر منُ نداره مگه نه؟من هیچ وقت قرار نیست تورو کنار خودمحبس کنم اما جهان کوچک من،مواظب خودت اطرافت دوستات رفتارت پوششت دینت باش!باشه قشنگم؟خدا خیلی خیلی خیلی مهربونِ نازنینم به اندازهی تموم ده تا انگشت کوچولوت و یه عالمهی دیگه,پس هروقت جایی حس کردی تنهایی اول برو سراغ خدا هروقت حس کردی خوشحالی اول برو سراغ خدا هروقت حس کردی میترسی اول برو سراغ خدا،همیشه به یاد خدا باش قند و نباتم؛یادت نره مامان همیشه کنارته هیچ وقت دعوات نمیکنه با صدای بلند باهات حرف نمیزنه تا گوشای قشنگت اذیت بشن و قلب کوچولوت ناراحت بشه،مامان همیشه با یه بقل گرم و بستنی شکلاتی کنارته تا هرچی شد تورو بقل کنه و دوباره برتگردونه به دنیای کودکیت و دوباره برات لالایی بگه تا روی پاش بخوابی شیرینکم،تا جایی که میتونی تلاش کن زیبایی زندگی مادر تو قد میکشی و بزرگ میشی اما من پیر میشم ولی وقتی میبینم دخترم خوشحاله موفقِ انگار دنیا رو بقل کردم نازنینم!هرکجای مسیر کمک نیاز داشتی مامان هست هرکجا که نتونستی بسازی مامان هست برات گلستونش بکنه جهان کوچک من، یادت نره مامان دوست نداره!عاشقتِ! با تموم وجود شیرینیِ زندگیِ مادر .
[نامهای برای دختر نداشتم]
- #من؟!