در سرم دختر پیری ، عصبی میرقصد ، شهر بر روی سر من ، عربی میرقصد ، این جهان با همهی دغدغههایش دارد رویِ یک جمجمهی ، یک وجبی میرقصد .
میشه یه دو سه ساعتی تنهام بذاری این درس کوفتی رو بخونم من با این معلمه یجوریم که نمرهام باید نمره خودمو بگیرم
ترکیب لباسام با لباسهای بابام لیاسای بابام خیلی خوبه ولی حیف که داخلش گم میشم
میخواستم برم بیرون(حیاط) کاپشنشو انداختم رو لباسم خیلی خوب و گنده بود
وقتی کلی مشکل دارم و هی با خودم حرص میخورم ولی یکم بعد نمیدونم چی میشه که غرق درس میشم بعدش که میرم برا استراحت احساس میکنم خیلی آروم و آرامش دارم انگار نه انگار همین دو ساعت پیش در حال خودخوری بودم