برق در رفت و آمده فکنم یه دلش میگه برمبزار قدرمو بدونن یه دلش میگه نه گناه دارن گرمه،مثل عذاب وجدان داشتنم برای درس نخوندمِ .
تو مرا وعدهی عشق داده بودی و بار سفر بستی بی وفا
مگر من ایوبم که هزار ساله برایت صبر کنم و جان از بدنم برون نرود؟ من نمیتوانم همچو یعقوب سالها با دیدگانی سیه تورا از خاطراتت بو بکشم
نرو...با من بمان .
- #من؟!
بچه ها جدی دیگه دارم از مجازی میرم...حال نمیکنم دیگه باشش خیلی خوشحال شدم از آشنایی با هاتون و داشتن اینجا پر از خاطرات قشنگ قشنگ بود برام با وجود سختی هاش..اما خب به نظرم بدرد نمیخوره که واقا همینطوره نه شما،در کل..مواظب خودتون باشید
خداحافظ تا ۱۰ دقیقه بعد😔✋🏻