ترهی اضافی ندارم که برای توی *** خورد کنم ، دست بردار اسکلغلی
ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
روسری سر کن و نگذار که در حومه شهر ،
مُردگان شایعه سازند که محشر شدهاست .
بعضی وقتا احساساتم چنان غلیان میکنه که تنها راه جلو گیری از یه فاجعه اینه که خودمو یه مدت کم و گور کنم
ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
خیلی وقته ننوشتم و این باعث شده حس کنم یه چیزی تو زندگیم کمه
ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı