هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
❌️رمان❤️🔥❤️🔥❤️🔥
صدای جیغِ ترمز و هیاهوی خبر سقوط، آخرین چیزی بود که پناه پیش از فروپاشی به یاد داشت.
خبر کوتاه بود: هواپیمای کیان سقوط کرده است.
تولدش، به جای کیک و شمع، با لباسهای مشکی و سکوتِ سنگینِ خانه گره خورد.〰️🖤
پناه در میانهی داغِ عزیزش ایستاده بود که درِ خانه باز شد. 📌
اما کسی که از میان غبار به سمتش میآمد، کیان نبود؛ کیارش بود؛ مردی که سالها پیش از آن خانه رفته بود و حالا با همان نگاهِ سرد، در همان روزِ نفرینشده بازگشته بود.🥺🤔😨😨😨
برای ادامه پناه ❤️🪶:
𝑱𝒐𝒊𝒏 𝒖𝒔"
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
...چهارسال قبل ....
_پناه چرا نمی فهمی باید بگی بله
_ نمی خوام بابا
بابام با توپ پر در محکم کوبید و اشک های سرازیر شد
آخه من چه گناهی کردم 🥀
که باید تاوان دوستی یکی دیگه رو بدهم آخه به من چه که برای ابرو و اعتبار باید ازدواج کنم اخههه به من چه که ....
در اتاق باز شد و مامانم اومد تو
_دخترم گریه نکن دست سرنوشت ه
_ سرنوشت یا خودخواهی بابا 😏
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 19 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا