هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بیا سوار شو تا سـ.گ نشدم.
نچی کردم:
- برو مامانتو سوار ماشینت کن که تا گفت نوه میخوام توهم قبول کردی.
عصبی غرید:
- بازم قبول میکنم!!!! زنـ.می لامـ.صب.
خواستم از کنارش رد شم که صداشو شنیدم:
- اگه تا 9 ماه دیگه یه 2 قلو ننداختمت تو بغـ..لت معین نیستم.
نفهمیدم چیشد که یهو...❌🥨🔥
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
به رگ های دستش نگاهی انداختم و گفتم
– من باید سر کلاس...باید برم به تدریسم برسم آقای علیرضا فتحی !!
به چشمام زل زد و در دفتر و بست و گفت
– همینجا هستی خانوم معلم کوچولو!!
آب دهـ..نـم و قورت دادم و با استرس نگاهش کردم که گفت:
– تو همین دفتر معلما ، ع.قدت میکنم
فقط هرچی گفتم ، بگو قَبلتُ ..🤫❤️🔥❕
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
دیشب بابام میگفت به چـی داری میخندی دو سـاعته؟ 🤦🏻♂😂منم لینـک #تویـیـت_پلاس رو بهش دادم الـان دوتایی باهم داریم میمیریم از خنده💦🤣
https://eitaa.com/joinchat/204146196Cd3ee856b49