هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
وسط سالن تنها ایستادم:
_اَهههه گشنمه فرزاد! گوریل نردهبون تنها ولم کرده چیکار کنم؟!
+نگران نباش. برات صبحونه آوردم جوجه جــ.یغ .یغو! خونه رو روی سرت...
با شنیدن صدای یک مرد، با وحشت برگشتم و ماهیتابه رو محکم توی سرش کوبیدم.
به قیافهاش که نگاه کردم فهمیدم همون فرزاده!
توی سرم کوبیدم و گفتم:
_یاخدا! این چجوری اومد داخل؟
با نگرانی سمتش رفتم که ناگهان...🙈📵😱
https://eitaa.com/joinchat/2877293864Cdf9f016bb8
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
_با یک ضربه کوچولو کی بیهوش میشه مرد؟! این لوس بازیا چیه؟ پاشو بینم!
نه انگار نمیخواد بیدارشه! پس خودم دس به کار میشم!
ماهیتابه رو دوباره بالا بردم و...👻🔥
https://eitaa.com/joinchat/2877293864Cdf9f016bb8
خطر سکته بر اثر خنده زیاد بخاطر رمانشش🤣🤌🍒
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 3 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
- کجا قایم شدی پیتزا کوچولوووو؟
کجایی زنه خوشگلم؟
دستمو روی دهنم گذاشتم تا صدام از اتاق بیرون نره.
وقتی اینجوری صدام میزد... وای
تک تک در اتاقارو داشت باز میکرد بلند شدم تا از تراس فرار کنم که با کشیده شدنه...🙈🍇
https://eitaa.com/joinchat/2625177117C590e33ed9a
اوه اوه بیا ببین چیکار میکنه باهاش🌚🍓
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
+ چرا صداتو اینجوری میکنی؟ همه چشاشون روی توعه میمون!! صبر و طاقت واسم نذاشتی.. به همه میفهمونم زن منی تا فکر د.. تو محل کار به زنت نزنه! فهمیدی؟
با تعجب نگاهش کردم که یهو..🫂🔥
https://eitaa.com/joinchat/2625177117C590e33ed9a
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
لیانا+من و کیارش نشون کرده هستیم . . .
با شنیدن این حرف قلبم نزد اما لیانا بی رحمانه با همون پوزخند از اتاق خارج شد ...
شروع کردم با بغض با خودم حرف زدن: کیارش نامزد داشتی و برای من غیرتی میشدی؟!
+نامزد داشتی و نمیزاشتی من برم تو رابطه ؟!
+نامزد داشتی و اون صی.غه لعنتی رو که بخاطر نجات جونم خونده بودی میزدی تو سرم و با//طلش نمیکردی ؟!
حالم خیلی بد بود ؛ نفسم تنگ شده بود ...
لحظه اخر روی زمین افتادم و چشمام سیاهی رفت و لخظه اخر کیارشو دیدم که...😭💔❌
𝑱𝑶𝑰𝑵 ; https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6 🍵
-دختر خاله عشقش میگه که ما 4 ساله نشون کرده همیم و ...🥺💔
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
تو ایینه نگاهی به خودم کردم ؛ چیم از لیانا کمتر بود ؟ هیچیم ! ! !
چند سر و گردن از اون بالاتر بودم ، اگر کیارش اونو میخواد باشه چه اشکالی داره؟!
عشق اجباری که نمیشه ؛ میشه؟!
همون لحظه نوتیف پیام امیرعلی اومد که به هم برگردیم ! ! !
به امیرعلی برمیگردم بلکه شاید عشق کیارش فراموش شد . . .🙂💔😭
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
-دختره دچار سوتفاهم شده برای همین ...😱💔
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 15 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
-تا فردا وقت داری این پـروژه رو ترجمه کنی و تحویلم بدی!
شوکه ب رییسـم نگاه کردم.
+رییس...چی..چیکار کنم؟ یـک روزه ترجمـه کنم؟
ابروی بالا انداخت و پچ زد:
-نکنه از پس اینم برنمیـای ها؟ البته حق میدم! تو ی دختـر کوچولوی دسـت و پا چلفتـیِ...
بـغض کردم ک یهـواز پشت میـزش بلند شد:
-اینطوری بغـ ض نکن بی شـرف! تو فقط ب درد این میخـوری تا بغلـ ت کنـمو...🥹🙈🔥💋
https://eitaa.com/joinchat/539297385C51b85032c3
جوووونم ب این رمـان...🥹🍓🔥
+نویسندهش ترکوند با این رمان از بس ک خفنه...🥴🪭🎀🫧
ساعت 16 پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚