هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
آریان با عصبانیت: «به چی نگاه میکنی؟ حواست کجا بود که زدی مچاله کردی ماشینو؟!»
رها با پررویی: «اولاً صداتو بیار پایین، دوماً از قصد که نزدم، سوماً فدای سرم! اصن برو درست کن خسارت میدم.»
آریان با تعجب: «دختر به این پررویی ندیدم! حیف که دیرم شده وگرنه بلد بودم چیکار کنم...»🤣📵
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
بزن رو لینک خوشگله😍
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
آریان با کنایه: «خوبه والا زدی ماشینو نابود کردی، پررویی هم میکنی؟»
رها با قاطعیت: «همینه که هست، دارم میگم خسارت میدم متوجهای؟»
آریان تهدیدآمیز: «حیف که وقت بحث با تو یکی رو ندارم وگرنه خوب بلد بودم زبونتو کوتاه کنم.»
رها با خنده: «زهی خیال باطل! درسته همینه که تو میگی!» 😂🍓❌
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 15 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
+ خـان شیرینـی خوردهشو ول کرده!!
امشب اگه خـان نیاد؛ شیرینیخوردهشو عقـدِ پسرعموش میکنن!!
هقی زدم و گفتم:
- اگه.. اگه خـان نیاد، من.. من عقد پسرعموش میشم؟
- آره! برو دعـا کـن خان بیـاد!!
یهو صدای خشن خان اومد:
+ حـق ندارین شیرینیخوردهی منُ به کسی بدین!! اون مال منه.. و ..😝😋
https://eitaa.com/joinchat/764937661C771b31621b
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
+ تکرار کن با خودت، بگـو من زنِ خـانام! مـن مـالِ خـانام! زود بگـو خرگوشم منتظرم.
هقی زدم که عصبی گفت:
+ گـریه نـکن عروسـم که سـگ میشم!! فهمیدی؟! و یهو تا به خودم بیام ..😱🤭
https://eitaa.com/joinchat/764937661C771b31621b