هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با حرص گفتم🤡😌
- تو چرا اینقدر درازی بیریخت ؟‼️🤸
خندید
+ من بی ریختم ؟
بلند شد بیاد طرفم که با خنده سمت حیاط دوییدم
- ع ؟ خیلی مردی بگیرم😂🦦
باوشه ای گفتو دنبالم دویید
ای یا خدا جدی جدی داره میاد😐‼️
شیلنگو باز کردمو شپرق خیسش کردم
- اخیش رو اتیش اب ریختم🤣🔥🌧
ولی خب نخبر مثل اینکه بدنش اشتب کردا
پا گذاشتم به فرار
- اقای عقل مثلا محترم یکم کار کن دیگه روت اب رختم نه بنزینا😐💆🏻♀
خندیدو سرعتشو برد بالا
بلاخره دستشو دورم حلقه کرد
+ که من دراز بی ریختم ؟ 🖤🍕🤦🏼♀🌱
مظلوم ( جان خودم که ) خندیدم
- خب یکم از دراز دراز تری
سرشو جلو آورد😱👺🤡👏🏻
✦ ּ ۪ ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸 f.h :)) https://eitaa.com/joinchat/1796867070C1fe8232272
رمانخالهسوسکهکهقلبتومیترکونه👊🏻😼💓
#بارمانشهفتصبمبیدارشدننبخوننش❤️🔥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
اندکی از خالع سوسکه!!😂🎀
پارتی واقعی برای همگاااان ،
بیا ببین پارسامون چیکار می کنه یا خدا 🔥🌸
زندگیشون قاتی با کلکل🥶💘
⊱–––– .⊰ 𖧷 ⊱. ––––⊰ https://eitaa.com/joinchat/1796867070C1fe8232272
پارت 197 قطعا هستت مهربونم 👀❤️🩹
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 12 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
397.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•. {🍄🍁شکوفه های سیب🍄🍁} •
بخور بچه دیوونم کردییی.
آریا خونسرد انگار هیچی نشده گفت خانومم از بچه ۱ساله انتظار حسن لودر و نداری که؟
اخم کردم: آخه نمیخوره اصلا تو که انقد خونسردی بیا غذاشو بده
+ ببین چه وروجک چطور چیزیه
برو اون طرف و یاد بگیر بدون مکث قاشق و کاسه رو ازم
گرفت: بگوو اونم
آفرین کوچولو
ماتم برد این بچه با اریا قرار داد بسته منو ضایع کنه
من چرا شانس ندارم
+غر غر نکن برو یه کاسه 🤦♀😂
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
+مانتو تو عوض کن زیادی ج. ذبه!
چشمام و کلافه بستم
-اَهه بسه دیگه میپوشمش
خواستم بپوشم که مانتورو از دستم کشید
+مواظب باش که تا ۹ ماه دیگه مجبور نباشی مانتوی گ.شاد بپوشی که به شک. مت فشار نیاد خانوممم!
گفت و یهو...😌🔥
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
💔 پناه
دختری که مجبور میشود با پسرِ دوستِ پدرش ازدواجی قراردادی داشته باشد...
اما چهار سال بعد، کیارش برمیگردد؛
اینبار نه فقط بهعنوان همسرِ قراردادی گذشتهاش،
بلکه بهعنوان استاد دانشگاهی که پناه در آن درس میخواند...
و طی اتفاقی غیرمنتظره، کیارش رازهایی را کشف میکند که سالها در سکوت دفن شده بودند.
رازهای خانوادگی یکییکی برملا میشوند ❤️🔥
دلهایی که ناخواسته به هم گره خورده بودند، میشکنند 🥀
و زندگیهایی که بر پایه دروغ ساخته شدهاند، با حقیقت فرو میریزند... 🦋
فصل اول رمان پناه 🦋🦋🦋
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
...چهارسال قبل ....
_پناه چرا نمی فهمی باید بگی بله
_ نمی خوام بابا
بابام با توپ پر در محکم کوبید و اشک های سرازیر شد
آخه من چه گناهی کردم 🥀
که باید تاوان دوستی یکی دیگه رو بدهم آخه به من چه که برای ابرو و اعتبار باید ازدواج کنم اخههه به من چه که ....
در اتاق باز شد و مامانم اومد تو
_دخترم گریه نکن دست سرنوشت ه
_ سرنوشت یا خودخواهی بابا 😏
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 15 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا