هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 23 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
+چته حسام؟ الان کار دارم زودتر بگو کارت رو
حسام : قربان یه اتفاق بدی افتاده !!!
کلافه گفتم +چی شده ؟!
حسام: قربان دختره فرار کرده !!!
فریاد زدم: چییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حساااممم اگر پیداشش نکنی زندگییییی رو براتون جهنم میکنممممم!!!!!!!!!!!!!😡✨️🤭
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
+جوجه کوچولوم فرار کرده؟؟ هه پیدات میکنم جوجهی کوچولوم!!!🐣💝🥺
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
+دختره پرستاری که تو چنگ یه مافیای قدر گیر افتاده و بالاخره موفق شده فرار کنه که...🤭✨️😵💫
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
×دیگه دیره کوچولو!!🫂🥺❤️🩹
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۱۱ شب پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
حرفای عاشقونت رو از این چنل برمیداشتی؛
حالا با رفتنت من با تکستای خلأ بیدار میمونم🤌🏻🎀
https://eitaa.com/joinchat/2224358510Ce29e470413
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
#پَناهگاهِمَن ♟️⛓️♥️
این اخرین تلاشه اگر کسی که نفس میگه میتونه کمکم کنه بزار بکنه!!
اما خیلی وقته که امیدی نداشتم ولی واسه خاطر دل نفس گفتم برم پایین
از پله ها رفتم پایین که نفس گفت : اینم پناه خانم ما تو کارش حرف نداره
سرمو اوردم بالا سلام بدم که نگاه آشنایی با نگاهم گره خورد ، در یک لحظه حس کردم هردو مون نفسهامون قطع شده، نگاه هامون قفل شده بود، انگار دنیا به پایان خود رسید...
صدای آشنای دلنشینی به گوشم خورد _پناه🔗🥺
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
⭕️واییی این رماننن به دلیل صحنه های هیجانی محدودیت عضو گیری داره‼️
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
_ باورم نمیشه دوباره میبینمت
خیلی خوشحالم پناهم
+هه نبایدم باور کنی
قرار بود تا اخرم عمرم دیگه منو نبینی
البته الانم چیزی تغییر نکرده
ازهمونجایی که اومدی برمیگردی
من حتی از صحبت با ادم نامردی مثل تو بدممیاد
_واست توضیح میدم من میخام همه چیزو ادامه بدیم عشقی که داشتیم
+نه بزار منتوضیح بدم هیچی شروع نشده که بخوایم ادامه بدیم
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۳ شب پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
💔 پناه
دختری که مجبور میشود با پسرِ دوستِ پدرش ازدواجی قراردادی داشته باشد...
اما چهار سال بعد، کیارش برمیگردد؛
اینبار نه فقط بهعنوان همسرِ قراردادی گذشتهاش،
بلکه بهعنوان استاد دانشگاهی که پناه در آن درس میخواند...
و طی اتفاقی غیرمنتظره، کیارش رازهایی را کشف میکند که سالها در سکوت دفن شده بودند.
رازهای خانوادگی یکییکی برملا میشوند ❤️🔥
دلهایی که ناخواسته به هم گره خورده بودند، میشکنند 🥀
و زندگیهایی که بر پایه دروغ ساخته شدهاند، با حقیقت فرو میریزند... 🦋
فصل اول رمان پناه 🦋🦋🦋
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
🎭 در هیاهوی مهمانی، آبروی او را به بازی گرفتند و درهم شکستند...
🛡️ اما درست در سقوط، دستی او را از میان خاکسترها نجات داد...
🌑 حالا دشمنی که رسوایی را رقم زد، با نقابی از خشم برگشته است...
🔥 یک انتقام خونین، در انتظارِ سرنوشتی که هیچکس پیشبینی نمیکرد.
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 3 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا