هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
علیرضا ، پسر مغرور و خوشتیپی که کل خانواده بسیج شدن براش زن پیدا کنن
و یه دخترر و نشونش بدن که به دلش بشینههه و بره بگیرتش...
اما این پسر انقدر مغرور و غُده که برای فرار از خانواده و زن نگرفتن ، کلا میخواد مهاجرت کنه و از ایران بره
اما شب قبلِ پروازش ، یه دختر ریزه میزه و کوچولو رو میبینه که نظرش به کل تغییر میکنهههه و همون شب با خانواده میرن خواستگاری 😂🥺
https://eitaa.com/joinchat/3977577623Cda711bfa76
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
405.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو رفتی و همهچیز هنوز مثل قبل است…
فقط من نیستم.
تهِ خندههایم یک جای خالی هست که هر روز بزرگتر میشود،
مثل جایی از قلب که اسمش را نگفتی و با رفتنت گذاشتی روی دوشم.
امشب که سکوت شهر را پر میکند،
صدای تو از هیچجا میآید—
از همان لحظههایی که گفتم «میمانم» و تو آرام گفتی «حتماً».
راستش را بخواهی…
من هنوز عاشقم،
اما عاشقِ چیزی شدهام که دیگر برنمیگردد.
این رمان برگرفته از عشق ~غم و شادی است
🥀
نویسنده: کوثر فقیهی 🫀
خونمون:
https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
- ببینم فن حامیم ی؟!
+اره 🥰
ازکجا فهمیدی؟؟؟
-😏از ساعتت
https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۱۶ پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
باوانِمن..!
پرسید:حضورش به چ مانند؟! گفتم:به شنیدن صدای آدمی که در غربت به زبانِ مادریت سخن بگوید... ❤️✨️ @Bavan
پرشبهپست
تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر میکنی که نیستی...
من میدانم به کجای قلبت شلیک کردہ ام
تو دیگر خوب نخواهی شد..