هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
صدرا+پیداش کردین قربان!!
هول کرده و خوشحال گفتم : کجااستتت؟؟؟!!!
صدرا با ترس گفت : تو یه رستوران کنار یه پسره اس
با شنیدن اسم پسر خون به مغزم نرسید و عصبی غریدم: چند نفر اسلحه دار رو بیار تا برسم!!!🤭✨️😱
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
این رمان تکه 😌🎀🤌
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
با گریه گفتم+علییی غلط کردم فرار کردم ...
علی : پناه نباید فرار میکردییییی!!!!
+بزار باهاش ازدواج کنم قول میدم از این شهر بریم و به پلیس چیزی نگم...
فریاد زد : باهااااشششش ازدوااااج کنییی؟؟؟؟؟؟ تو خیلیییی غلط میکنییییییی!!!!!
و با کاری که کرد😓💔😭
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
این رمان رو هنوز نخوندیییی؟؟؟؟ یه رمان رئیس مافیایی جدید😌✨️🎀
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 24 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
"در سکوتِ شب،
آنجا که ماه بر داغِ دلِ عاشقان میگرید و سایهها،
رازهای ناگفته را نجوا میکنند،
عشق متولد شد؛
نه چون نسیمی آرام،
بلکه چون طوفانی برخاسته از دلِ درد،
که هم قصرِ غم را فرو میریخت و هم باغِ شادی را آبیاری میکرد.
داستانی از دو روح که در هزارتویِ تنهایی،
نورِ هم شدند و جنگی ابدی را برای بقایِ عشق آغازیدند..."❤️🩹
.....
- نباید این دوتا باهم باشند
+پس من حامی رو می کشم
.....
+ من تورو دوست دارم به اجبار پدرم با اون ع.و.ض.ی ازدواج میکنم من خیلی عاشقتم
- نه اینا همش دروغه
.......
+ این قلب فقط برای تو می تپد الان این قلب دیگه نمی تپه
-نههههه اواااا
لباس سفید ش خونی شده بود
اوا من تورو خیلی دوست دارم لطفاً بیدار شو اون چشمای خوشگل تو باز کن
.......
این رمان برگرفته از عشق ~غم~ شادی هست.
نویسنده : کوثر 🌙
چنل رمان:
https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
- اه هی حامیم حامیم میکنه اصلا حامی کی هس🧐
+ بی اینجا بهت میگم کیه🔋💪
https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۱۲:۳۰ شب پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
چشامو واسش گرد کردم و گفتم :
+پسره ی چلغوز ! حرف ادم حالیت نمیشه ؟
-نه چون من مارمولک بی دمم !
داشت ب من میگفت الان ؟ یدونه محکم خوابوندم زیر گوشش و یدونه دیگه هم زدم اون یکی گوشش و هلش دادم و رفتم بیرون !
اخیششش . .
دیدم همونطور که صورتش قرمز شده اومد سمتم...
با کاری که کرد ..
بیا ادامشو بخون🤣😱👇🏻.
JOUN https://eitaa.com/joinchat/3977577623Cda711bfa76
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
دختره از آمپول میترسه ببین چه بلبشویی تو آزمایشگاه راه میندازه🤣😱.
JOUN https://eitaa.com/joinchat/3977577623Cda711bfa76 >
باوانِمن..!
من تازه داشتم باهات میکردم عشقو باور : )
پرشبهپست
تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر میکنی که نیستی...
من میدانم به کجای قلبت شلیک کردہ ام
تو دیگر خوب نخواهی شد..
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
توی خیابون قدم میزدم ، چشمام چیزو رو که دید باور نمیکرد !!!
پناه در کنار یه پسر دیگه با خنده و خوشحال داشت بستنی میخورد، بستنی ابی !
چطور میتونه بخنده وقتی من از وقتی رفته حتی یه بار هم نخندیدم!!!!
عصبی بودم ، اما از خنده پناه نه ، از این اون داره کنار اون پسره میخنده !!!
بدون کنترل فریادی زدم و گفتم : پنااااههههههههههههههههههههههه مالهههههه منههههه!!!
پناه و اون پسره ترسیده نگام میکردن که بی توجه به پسره ...🥺💓
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
اوه اوه این کانال محدودیت داره😉🤌