هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
توی خیابون قدم میزدم ، چشمام چیزو رو که دید باور نمیکرد !!!
پناه در کنار یه پسر دیگه با خنده و خوشحال داشت بستنی میخورد، بستنی ابی !
چطور میتونه بخنده وقتی من از وقتی رفته حتی یه بار هم نخندیدم!!!!
عصبی بودم ، اما از خنده پناه نه ، از این اون داره کنار اون پسره میخنده !!!
بدون کنترل فریادی زدم و گفتم : پنااااههههههههههههههههههههههه مالهههههه منههههه!!!
پناه و اون پسره ترسیده نگام میکردن که بی توجه به پسره ...🥺💓
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
اوه اوه این کانال محدودیت داره😉🤌
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
با مهربونی گفتم +پناه کوچولوم؟!
با تعجب نگام کرد و گفت : با منی؟!
+با تو نباشم با کی باشم خانومیم؟؟
پناه پوزخندی زد و گفت: هه یادته ؟ آخرین باری که زندانیم کردی، گفتی دوستت ندارم ، تو فقط یه جوجه پرستاری!!!
اشک هاش سرازیر شدن که گفتم : پناه کوچولوم ، ببخشید ! اون موقع نمیدونستم چقدر دوستت دارم ، چقدر برام مهمی !!! قراره تا ابد پیشم بمونی !!!
و جلو چشمای متعجب اش ...😳🎀🤭💞
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
✮این رمان رو نخوندی؟ یه رمان رئیس مافیایی خفن 😌💓✨️
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 4 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
باوانِمن..!
یه تار موت که سهله فکرتم به کسی نمیدم بچه کوچولو♥️ دورت بگردم👀✨
ولیمنیکهبهعشقباورنداشتمبهخودم
اومدمُدیدمتاخِرخِرهعاشقتشدم:)))*
دلم گرفته دلم میخواد یه نفر باشه که به کل حرفام گوش بده بزاره تو بغلش انقدر گریه کنم تا خوابم ببره:)))*
جلیقه ی ضد گلوله م رو در آوردم
تا بتونم محکم تر بغلت کنم
اما تو بهم گلوله زدی .:))*
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ࢪܩߊﻥ ܫشܧߺ زﻴﺮ ﻨﻮﺭܩߊܣ🌙
رمان درمورد دختری به نام آوا عه که داره پزشکی میخونه
یه روز توی پارک به پسری به نام حامی برمیخوره و سال ها بعد....
قصرمون:
https://eitaa.com/haamim_moon1376
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۴ شب پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚