وقتی کسی
شما را دوست دارد
اسمتان را به شکل متفاوتی
صدا میزندطوریکه میدانید
جای اسمتان در دهانِ او امن است..♥️
#سو_جانسون
@Bavan89
شرط بستم با دلم یک بار از او بگذرم ،
سوی من چرخید و لبخندش توانم را گرفت :)))
@Bavan89
اگه پیوی تشریف اوردین و دیدین پیام تون سین میخوره و جواب نمیدم
یا اینکه پیام تون حتی سین هم نمیخوره بدونین متاسفانه ایتام هنگ کرده و اصلااا نمیتونم واردش بشم ✨️💔🤦🏻♀️
'بِخآطِرههـیچکَسخُودِتُتَغیرنَدهِ
اونیکِهبِخوادِتچِشاشُوروهَـمِهمٰیبَندِه🖤👋🏻
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
در آن زمستان چه گذشت😱🔥☄
چشمهایش از خیرگی به مانیتور میسوخت؛ خطوط سبزِ کدها مثل بارانی بیوقفه از جلوی چشمانش رد میشدند. انگار داشت با مرگ میرقصید تا فقط یک پالسِ ناچیز را از میان لایههای امنیتی بیرون بکشد.
ناگهان صدای برخوردِ سنگین کفشهایی روی زمین، سکوتِ اتاق را شکست. سایهی بلند و سردِ او روی میز افتاد.
- فقط ۵ دقیقه دیگه وقت داری. اگه این پدافد تا قبل از سپیدهدم به هک نشه، دیگه نه کدی باقی میمونه، نه مأموریتی، و نه حتی خودت!
آوا بدون اینکه حتی سرش را بلند کند، با لبخندی کنایهآمیز گفت:
- کمی صبر داشته باش سرهنگ! امنیت رو با زورِ بازو نمیشه شکست، باید بلد باشی چطور با منطقِ صفر و یکها بازی کنی…”
-زمستانخونین
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
بازیِ قدرت، کدها و خون؛ جایی که حقیقت در تاریکی پنهان شده است.