eitaa logo
بـاوان³¹⁵؛
601 دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
0 فایل
باوان؛ جایی که عشق، آرام اما عمیق زخم می‌زند… جایی برای نوشتن تصوراتم:))) https://eitaa.com/joinchat/3156608269Cde28d70373 هر گونه کپی،پیگرد قانونی و الهی دارد. من ؟ @Noora_315_pv
مشاهده در ایتا
دانلود
باهم دیگه سمت مکان مورد نظر رفتیم و پشت دیوار قایم شدیم.حسین از تو ایرپاد صداش تو گوشم می پیچید. _نیلوفررر داری صدامو دیگه؟ سعی کردم اروم حرف بزنم. +اره اره دارممم چند نفر از اون ادمای مورد نظر،از ساختمون بیرون اومدن. +حسین اومدن بیرون _خیلی خب ضایع بازی درنیار وقتش که رسید میگم وارد عمل شی باشه؟ +اولا ضایع خودتی دوما باشه. _نیلوفرر زود باشینن الان وقتشههه +اسلحه ندارن کههه؟ _نه فعککک نکنممم با یه حرکت جانانه رفتم وسط میدون.جوری که چادرم تمام گرد و خاکای اونجارو بلند کرد.تفنگمو سمتشون گرفتم.انگار خارجی بودن. +حرف نباشه فقط راه بیوفتین یهو همشون تفنگ از تو جیبشون در آوردن و دورم حلقه زدن.دستمو به گوشم کشیدم.ایرپادم از تو گوشم افتاده بود.حلمارو نمیدیدم.دستام شروع کرد به لرزیدن و تفنگم افتاد.چشمامو بستم و بسم الله گفتم. ادامه دارد... به قلم نورا متانی.
سلام رفقای همیشگی خودم،یه چند نفر میفرستین این چنلمون؟ https://eitaa.com/Noora_matani_315
انگار تمام زمین و زمان برام بسته شد.یکیشون بهم نگاهی کرد و خندید و تفنگشو روبه روم گرفت.چشمامو بستم.انگار صدای یه چیزی اومد که افتاد زمین.چشمامو باز کردم.حلما لگدی زده بود به مرده و افتاده بود زمین _نیلووو بدووو تا مرده خواست به خودش بیاد،با پام نگهش داشتمو تفنگشو به سمت حلما شوت کردم.ولی خب،بقیشون مصلح بودنو شروع کردن تیر اندازی.سریع پشت دیوار قایم شدم.اروم اروم هر کدوم رو زمین افتادن.ایرپادم که روی زمین افتاده بود و برداشتم و تو گوشم گذاشتم.دوباره صدای حسین تو گوشم پیچید. _نیلوفررر حواست کجاعههه؟ +عا چیز ببخشید _خیلی خببب خوب بود.تو و حلما اروم بیاین سمت ما،مهدی الان میاد بلده چیکار کنه. +خیلی خب.. دست حلمارو کشیدم.نگاهی به اون مرده کردم و پوزخند زدم. +اول دست کم گرفتی مارو،الان پخش زمینی. ادامه دارد... به قلم نورا متانی.