هدایت شده از چرایی
و از طرف دیگهای هم با توجه به همین تعریف مرزی از وطن از پنجتا شاعر کهن برتر ایرانی مولانا و حافظ و سعدی و فردوسی و نظامی فقط دوتاشون ایرانی به حساب میان، این قضیه میتونه خیلی بزرگتر بشه با اینکه خوارزمی، بوعلی سینا، ناصرخسرو، بیدل، ابن مقفع، بلعمی (و خیلی خیلی آدمای دیگه) قراره ایرانی حساب نشن
هدایت شده از چرایی
پس حداقل چیزی که تا اینجا مشخص میشه اینهکه مرزگرا بودن یک ایرانی باعث میشه هویتش از داخل تهی بشه. مرزگرا نبودنو به معنای جداییطلب برداشت نکنین! وقتی ما به رودکی میگیم ایرانی باید دستکم همدیارانشو بشناسیم، بدونیم تو چه شرایطی زندگی میکنن و آیا اونها هم میدونن رودکی بخشی از اوناست؟!