eitaa logo
ایران زیبا
1هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
9.2هزار ویدیو
159 فایل
جهاد تبیین،راه مقابله با سنگن ترین جنگ نرم تاریخ کشور است. . . . استمرارحرکت انقلابی رمز پیروزی ارتباط با ادمین: @adminBeautifulIran
مشاهده در ایتا
دانلود
💢اجتماع گسترده مردم شهرستان خلخال میثاق با امام شهید امت و بیعت با حضرت آیت‌الله سید‌مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید انقلاب اسلامی، در میدان آزادی شهرستان برگزار شد. 🔹ای رهبرم جوانم آماده آییم آماده 🔹ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند 📎 📎 📎 🆔@Beautifulirran
25.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بیعت دهه نودی‌های اصفهانی با امام خامنه‌ای 🆔@Beautifulirran
999.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥صدای شعارهای لبیک یا خامنه‌ای فضای بندر ماهشهر را پر کرد 🆔@Beautifulirran
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سرما و باران هم مانع حضور مردم ساری برای بیعت با رهبر جدید انقلاب نشد 🆔@Beautifulirran
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تاریخ‌سازی مردم اراک برای بیعت با ولی امر مسلمین 🆔@Beautifulirran
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥میدان امام همدان برای بیعت با رهبر جدید انقلاب مملو از جمعیت شد 🆔@Beautifulirran
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میثاق با امام شهید امت و بیعت با ولی امر مسلمین جهان آیت‌الله امام سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای در کرج 🆔@Beautifulirran
معنویت کم‌نظیر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در کودکی ━═━♡🇮🇷♡━═━ 🔰 رهبر شهید انقلاب درباره روحیات کم‌نظیر فرزندشان سیدمجتبی خامنه‌ای می‌فرمودند: 🔻 افراد خانواده بعداً از رنج‌ها و گرفتاری‌ها و نومیدی‌های خود در مدت حبس من، چیزهای عجیبی برایم تعریف کردند. ↩️ همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را -که کودکی بود سرشار از معصومیّت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات- به حرم حضرت رضا علیه‌السلام می‌برده و به او می‌گفته: به‌وسیله‌ی امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام علیه‌السلام می‌کرده و به او توسل می‌جسته. ↩️ یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه‌ی صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. او مثل کسی که در برابر امام ایستاده، با امام صحبت می‌کرده و به‌شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده‌ی خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه‌ی برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم. 📚 خون دلی که لعل شد، ص۲۷٠ ━═━♡🇮🇷♡━═━ 🆔@Beautifulirran