زندگی سفریه که هم شادی دارد و هم غم؛ هر روزش شادی نیست،وهرروزشم غم نیست
وقتی غمگینه فقط صبور باش چون روز های خوبش در پیشه...
اون قسمت از روز که از دوستات خداحافظی میکنی،قدم زنان به سمت خونه حرکت میکنی،خندههات یهو خشک میشن و تموم بدبختیات و دلتنگیات دوباره شدت میگیرن؛
واقعا عجیبه..
از یه جایی به بعد حالت نه خوبه نه بد، از خودت میپرسی:
میتونی ادامه بدی؟
جواب میدی نه، ولی بازم ادامه میدی...!
چون کار دیگه ای نمیتونی بکنی
از اینکه باهام مثل بقیه رفتار بشه بدم میاد، دوست دارم یه حرفا، یه کارا و یچیزایی فقط مختص به من باشه، فقط من .