اندوهت را میگذاری و میروی
ثانیه های محنت بارت، صفحات خیالم را می سوزاند.
بر کتیبه های سوخته مینویسمت و وجدانهای بیدار جهان را به قضاوت میطلبم.!
◝بِهشتزهرا 𓂆◟
اندوهت را میگذاری و میروی ثانیه های محنت بارت، صفحات خیالم را می سوزاند. بر کتیبه های سوخته می
ناله های کودکیات، خاطر بادها را پریشان کرده است.
قناریان تنها، تاریک خرابه را به یاد می آورند و میگریند.
پنجره ها، کابوسهای سیاهت را تب می کنند.
خارها، پاهای برهنه ات را جگرریش می کنند.
میروی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامیگذاری. اندوهت را بر صورت خرابه میپاشی و میگذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی.
اینم با افتخار رفت جنوب ولی (خبری از اونی که میگفت برید جنوب نشد)😃.
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاهکار اسپانیایی ها خوشم آمد😏.