ـ بلیطیِکطَـرَفـه|☫
ـــ
دی ماه ۱۴۰۲ دکتر امیرعبداللهیان هم به عنوان خادم پذیرفته شد.
قرار شد هر زمان که به مشهد رفت، برود پشت یکی از میزها بنشیند و پاسخگوی مردم در زمینهی سیاست خارجه باشد.
زمستان ۱۴۰۲ دکتر مشغول قضیه فلسطین بود و فرصت نکرد برود مشهد.
بهار ۱۴۰۳ هم جزو روزهای شلوغ او بود، اما دلش نمیآمد پوشیدن لباس خادمی اما رضا(ع) را بیشتر از این به تاخیر بیندازد.
تصمیم داشت روز میلاد علیابنموسیالرضا(ع) برود مشهد، لباس خادمی اش را بگیرد و کارش را شروع کند.
این تصمیم دکتر بود،
اما امام رضا جور دیگری دوست داشت
و در شب تولدش او را برای همیشه پیش خود برد.
آقای وزیر/ محمد علی جابری
این تیکه از کتاب آقای وزیر بیشتر از بقیه ی قسمت هاش منو به گریه انداخت؛ مهربانی آقا بیشتر از قبل برام روشن شد
همین چند خط شد هاله ی امید داخل ناامیدی برای من؛(
ولی حقیقتا زبانم قاصره🙂🤌🏻
«این تصمیم دکتر بود، اما امام رضا جور دیگری دوست داشت»
[اون دلنوشته هم بمونه برای بعد]
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 انتشار نخستین بار - ماجرای واقعی افسران شجاع پایگاه موشکی امامعلی(ع) خرمآباد در جریان جنگ ۱۲ روزه/ ۷۰ شلیک به بهای ۴۰ جان...
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
ـ بلیطیِکطَـرَفـه|☫
🎥 انتشار نخستین بار - ماجرای واقعی افسران شجاع پایگاه موشکی امامعلی(ع) خرمآباد در جریان جنگ ۱۲ روز
تا ابد جان ِ من فدای یک تار موی تو؛ای وطن؛🤍
اذان ِ مغرب هم تموم شد؛
محرم و صفر هم تموم شد؛
سیاهی ارباب هم تموم شد؛
ما موندیمو و برگشتن به روال عادی زندگی
هدایت شده از بابونهیمریم؛
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
بر آید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را :)
ـ بلیطیِکطَـرَفـه|☫
«تو من بودی [وطن بودی برام] ولی تبعید ابدم....»
Ali GhelichHarja Naboodi.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
هرجا نبودی، حس غریبی کردم:+