از بعضی اتفاقا که عبور کنی، دیگه هیچ چیز نه اون قدر سخته، نه اون قدر قشنگ...
همه میگفتند زمان، زخم را درمان میکند. اما هیچکس نگفت که در این مدت، چطور باید با درد زندگی کنم.
بعضی تصمیمها رو همون لحظه که میگیری، نمیفهمی قراره چقدر روی زندگیت اثر بذارن.
یه پیام که نفرستادی، یه حرفی که نگفتی، یه فرصتی که فکر کردی فردا هم هست.
زندگی همیشه با اتفاقهای بزرگ تغییر نمیکنه؛ گاهی یه انتخاب کوچیک، مسیر چند سال آیندهات رو عوض میکنه.
بعدها که به عقب نگاه میکنی، نه برای اینکه حتما میتونستی همهچیز رو درست انجام بدی، برای این ناراحت میشی که چرا بعضی لحظهها رو جدی نگرفتی.
اما گذشته، هرچقدر هم دوستش داشته باشی، قابل برگشت نیست.
کاش یاد بگیریم بعضی لحظهها رو قبل از اینکه تبدیل به خاطره بشن زندگی کنیم.
الان اونجا ام که فریدون مشیری میگه:
«رک بگویم از همه رنجیدهام!
از غریب و آشنا ترسیدهام.
بیخیالِ سردیِ آغوشها،
من به آغوشِ خودم چسبیده ام...»
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا جان…
تمامِ دلم به آمدنت خوش است؛
بیا که جهان، سالهاست چشمانتظارِ توست… 🕊️🤍
اللهم عجل لولیک الفرج 🌱
بله، پذیرفتهام که زندگی همین است و راه گریزی نیست؛ اما پذیرفتن قرار نیست اندوه و درد مرا به پایان برساند.