eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ.🤍🪷
1.2هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
1.8هزار ویدیو
184 فایل
вє нαρρу ιт'ѕ  мαкєѕ уσυя єиємιєѕ ѕα∂ รՇคгՇ 2025/5/26 ᏇᏋ https://eitaa.com/joinchat/3971548332C2c301891ba ᏖᏂᏋ ᏁᎥᏝ & ᏕᏗᎥ ᏕᏋፈᏒᏋᏖ.🤍🪷 https://harfeto.timefriend.net/17778353730692 ภєเﻮђ๒๏гɭץ ςђคՇ.🤍🪷 https://eitaa.com/joinchat/3728934484Cf70413d2ab
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده لومیو
🍁🍁🍁🍁🍁🍁 ماه_در_خانه‌ی_خاموش پارت واقعی _ آرمان.... فکر می‌کنم… احتمال داره باردار باشم. آرمان، خشک شد. نه از خبر، بلکه از خاطره‌ای که با آن برگشت. چند لحظه سکوت کرد. بعد، با صدایی سرد و عصبی گفت: مگه ممکنه؟ من… من عقیمم. دلارا، با چشمانی پر از ناباوری گفت:چی؟ آرمان بی رحم با فریاد گفت: من عقیمم.... من بچه دار نمیشم..... برای همین اون زن توی دادگاه به جای مجازات خیانت، راحت طلاق گرفت و رفت.... تو هم مثل همونهایی...... به من خیانت کردی دلارا، با بغض گفت: من هرگز بهت دروغ نگفتم. هرگز خیانت نکردم. همه وسایل روی میز را با یک حرکت به زمین ریخت و فریاد زد: دیگه نمیخوام ببینمت. از اینجا برو...... توهم یکی هستی مثل همونا... دلارا که از ترس گوشه دیوار ایستاده بود دست روی شکمش بردو گفت: آرمان من بهت خیانت نکردم این بچه تو هستش اگه نمیخوای می‌تونیم.... آرمان سریع به طرفش آمد و حرفش را قطع کرد و با عصبانیت غرید: این به من مربوط نیست گمشو بیرون و اون بچه توی شکمت هم مال هرکیه همون چاره اش رو پیدا کنه. https://eitaa.com/joinchat/3168929114C3034182ec9
درود دوستان💖🎀💝 همسایه ها دسترسی بازه✅✅✅ اگر کسی جا مونده گپ همسایگی بگه که بازش کنم✅ فعالیت هم امروز میکنیم✅✅✅ منتظر باشین🤞🏻🤙🏻
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهشکوفه ؛
محبوبــم اگر نمیدونی چجوری باید دل*بری کنی ، اینجا رو باید سنجاق ایتات کنی 👀🫀 𓍼֪ 𝗝̣࣭᷑𝗢๋𝗜͚𝗡ۤ𝗨̫̾𝗦 ⿻ ⇾【 https://eitaa.com/joinchat/3588031660C5ab79f194a تا چند دقیقه دیگه لینك حذف میشه 💀🕶 !
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهشکوفه ؛
دیدی یه سری متن‌ها هستن دوس داری برای دوستات و کسایی که دوسشون داری بفرستی ؟♥️ • اینجا معدنشـونه :))
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهشکوفه ؛
تا ساعته ۱۷:۰۰بمونه✅ گسترده⁴ساعتهشکوفه ؛
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
‌‌‌ ـ . 🙈 اربـابه sـــ/گم ‼️🐍💜. ـ ‌‌‌‌ با شیطـ//نت ل//ب زدم : میبینم که مؤدب شدی! لوکاس چشمی ریز کرد و با صدایِ بـ.مش، شیط//ون جواب داد : - اگه سـ//گـم نکنی، همسره خوبی ام... چشامو ازش دزدیم و با لحنه کـ/رمو جواب دادم : سـ//گ که هستی...! ولی تحت هر شرایطی باید واسه من اهلی باشی، برای ِ بقیه هـ///ـار، باره دیگه اینجوری واسم غلـ///اده پــ..اره کنی.... ❤️‍🔥🐍🐍🐍!! https://eitaa.com/joinchat/546505835C586e979ab3 ادامه رمان فوق هیجانی در چنل بالا 🙈🙊☝️🏻💜.
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
دندوناشو محکم بهم فشـ.رد، با چشم های ترسناکش بهم خیره شد. وحشـ.ی با صدایه کُلـ.فتش ل.ب زد : + زبون ِ درا..زتو باید خودم کوتاهش کنم، کُفـ.ریم کردی دیگه، با این زبون درازیت نیم وجبی... چشمی ریز کردم و تند و تیز زبون از گلاف کشیدم : - نیم وجبی؟ با همین قد و گواره‌ی کوچیکم، هیکـ.لِ گندت هنوز حریـ.فه زبونه درا..زم نشده آقا خوشگله... ❤️‍🔥🐍🤌🏻!!! Link ❣‼️ :https://eitaa.com/joinchat/546505835C586e979ab3 ببین دختره چطوری واسه پسره دلــ//بری می‌کنه 😻💘💘💘. ساعت 18 پاک شه🕊
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
ساعت 20 پاک کنید. گسترده 8 ساعته.
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- تا وقتی من اینجام تو از چی میترسی؟ چشم‌هامو دزدیدم و آروم گفتم: + من می ترسم رایان! از اینکه اون یه بلایی سرت بیاد میترسم! پوزخندی زد و گفت: - فقط مرگ می‌تونه ما رو هم از جدا کنه، نبینم چشمای اشکیتو نور ماهم. بی‌قرار نگاهش کردم، ابرویی بالا انداخت و گفت: - خوب می‌دونم چطوری آرومت کنم خانومم و با یه حرکت...😬🧨🔥 https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
نــازم کن . . حریص نگاهی کرد - من به نـاز قانع نمیشم خانومم شونه بالا انداختم + من فقط نــاز می‌خوام ازت! نگاه کلافشو بهم دوخت - نازت میکنم ولی بعدش باید تنها خواسته شوهرتو عملی کنی و برام یه دونه دختر مثل خودت بیاری . . .🤭❤️‍🔥✨ https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
ساعت 20 پاک کنید. گسترده 8 ساعته.