eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ.🐈🖤
1.2هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
1.9هزار ویدیو
204 فایل
вє нαρρу ιт'ѕ  мαкєѕ уσυя єиємιєѕ ѕα∂ รՇคгՇ 2025/5/26 ᏇᏋ https://eitaa.com/joinchat/3971548332C2c301891ba ภєเﻮђ๒๏гɭץ ςђคՇ..🐈🖤 https://eitaa.com/joinchat/3728934484Cf70413d2ab
مشاهده در ایتا
دانلود
نیلسو میخواست به تنهایی به بیرون برود . او از هتل خارج شد ولی دوگوکان دنبالش آمد و گفت : نیلسو . منم باهات میام . هر جا میری . حوصلم سر رفته . البته اگر بخوای . نیلسو گفت : البته که میخوام . میخوام برم تو شهر قدم بزنم . دوگوکان گفت : عالیه . ممنون که گذاشتی بیام . آنها رفتند و در یک کافه نشستند . دوگوکان به نیلسو گفت : خیلی به جمره اعتماد نکن . ممکنه جاسوسیمون و کنه برای ییگیت . نیلسو گفت : آره . منم یکم شک کردم بهش . برک و ریچل هم در همان کافه قرار داشتند . برک وارد کافه شد و به ریچل گفت : سلام . نیلسو برک را دید و گفت : برک . این دختره کیه . برک گفت : بهت توضیح میدم . ماجراش مفصله . نیلسو گفت : میشنوم . برک همه چیز را به او گفت . ریچل گفت : از دیدنت خوشحالم نیلسو . ولی صد درصد ال و ییگیت برامون بپا گذاشتن . به خاطر همین مجبوریم نقش بازی کنیم . اگر باهات رفتار خوبی داشته باشم میفهمن . نیلسو گفت : حله . فهمیدم . برک گفت : حالا این قرارتون عاشقانه است ؟! نیلسو و دوگوکان به هم زل زدند . دوگوکان گفت : فقط اومدیم یکم تو شهر بگردیم . همین . برک گفت : باشه . منم باور کردم . ریچل گفت : برک . یادت نره . ما بپا داریم . الان باید با نیلسو یه دعوای ظاهری راه بندازین که لو نرین . نیلسو گفت : درست میگه . آنها یک دعوای ظاهری راه انداختند و در آخر نیلسو و دوگوکان از کافه بیرون رفتند . برک و ریچل الکی باهم میخندیدند . بپاهایی که ییگیت برای آنها گذاشته بود از قرار آنها یک فیلم طولانی گرفته بودند و به ییگیت درباره ی دعوا و خنده های آنها خبر دادند . ییگیت هم به ال زنگ زد و گفت : سلام ال . بپاها زنگ زدن گفتن برک با نیلسو دعوا گرفته . انگار تو یک کافه همو دیدن و شروع کردن به دعوا گرفتن . بعد هم نیلسو و دوستش رفتن بیرون و برک و ریچل کلی باهم خندیدن . ال گفت : پس برک هنوز شکی به من نکرده . دلیل اینکه کمتر پیش منه هم ریچله . بیچاره نمیدونه هم من و هم ریچل داریم باهاش بازی میکنیم . نکنه تو به من شک کردی ؟! به خاطر همین نقشه کشیدی ریچل به برک نزدیک شه تا اون کمتر پیش من باشه . ترسیدی من بهت خیانت کنم ؟! ییگیت گفت : چرا دروغ بگم . آره . ترسیدم . چون تو خیلی به اون نزدیک شده بودی . جواب تلفن هام و نمیدادی . خب منم حق داشتم این کار و بکنم . ال گفت : آخه من تو رو ول کنم برم سراغ اون . اون چی داره آخه ؟! شبیه خل و چلاست . ییگیت گفت : حالا این جور که تو میگی احمق نیست . ال گفت : ولی باید بگم نقشه ی هوشمندانه ای بود . و جفتشان خندیدند ... پارت ۴۰ ادامه دارد... https://eitaa.com/Beutiful6
بچه ها🦋 امروز نتونستیم فعالیت کنیم درگیر درس خوندن بودیم به خاطر همین فقط تونستم دو پارت رمان بذارم✅❤️
همسایه ها❤️‍🔥 نت ضعیفه باید صبر کنید هر وقت اوکی شد دسترسی بدم بهتون
هدایت شده از گسترده لیــٰا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیـک تــآک قــطـع شـده دیـگـه نـمــیـدونـی چـجـوری خــودت و سـرگــرم کـنـی؟👩‍🦯•👟•🌀•🪷✮ تـااآا ایـنــکه مـآ اومـدیـم ایـتا 🕶•🧘🏻‍♀️•💗𝅄᮫۪  𝐉𝐎𝐕𝐈𝐍 👀https://eitaa.com/joinchat/4057728447C6ba043096b🦊•☀️•𝅄᮫۪  دسـت اونــی کــه نــت هـارو قــطــع کــرد مــی‌بــوســم👄°🫳🏻𝅄᮫۪  باعــث شـد منبــع تی‍ـٕک تــآک و ایـنـســتـاگــرام و پــیـدا کـنـم🔍🗽𓏲
هدایت شده از گسترده لیــٰا
لحظه ای که قدرت خارق العاده مامانت بیدار میشه 🦾😈 ولی این آهنگ سینا ساعی>>>>>>💗🧘🏾‍♀️ همه ناز پری های تیک تاک+پینترست+اینستا اینجا پلاسن👩🏾‍🦱💅:) Join : 𝓱𝓽𝓽𝓹𝓼://𝓮𝓲𝓽𝓪𝓪.𝓬𝓸𝓶/𝓳𝓸𝓲𝓷𝓬𝓱𝓪𝓽/696911151𝓒98253𝓯𝓯031 🧘🏾‍♀️💗