هدایت شده از ܩܔ ܢ̣ߊࡅ߳و ܭߊܩܠܩܢ
داستانی واقعی دوهووو با حضـ.ور راوی و عکسهای واقعی
https://eitaa.com/joinchat/1019414107C6a1c4e12b6
هفت سـ.ال از زندگی مـ.شترک و به خیالِ خودم عاشقانهمون میگذشت که خیلی اتفاقی متوجه شدم شوهرم از همون روز اول معشوقهی پنهانی داشته و داره .
به هر طریقی بود اون زنرو پیدا کردم و برخـ.لاف انتظارم آشناترینِ آشناهام بود ..
خودم شاهد باهم بودنشون بودم.
باورم نمیشد
تمام اونروز حـ.رص خوردم و اشک ریختم
و براشون نـ.قشه کشیدم و منتظر شدم تا اینکه شب از نیمه بگذره و خوابِ همه سـ.نگین بشه ..
وقتی خیالم راحت شد که همه خوابن آروم و بیصدا پاورچین پاورچین رفتم تو اتاق خوابشون و وقتی چشمم به سرمه و هژیر افتاد دیگه نفهمیدم چی شد خ.و.ن جلوی چشمامو گرفت و همون لحظه ...
ادامهی این داستان زیبا و خـ.فن و پرهـ.یجان رو برو تو کانال سوگند بخون👇
داستانی که برای هر زنی لازمه بخونه
تا چشم و گوشش باز بشه گاهی نزدیکترین آدما تـ.رسناکترینن برات
همین الان عـ.صو شو👇
https://eitaa.com/joinchat/1019414107C6a1c4e12b6