🦋💙در شبی که همهچیز برای او به کابوس تبدیل شد،
آبرویش در میان شلوغی مهمانی از بین رفت و قلبش شکست... ❤️🔥❤️🔥
در همان لحظه، پسری که هیچکس انتظارش را نداشت،
کنارش ایستاد و او را از آن سقوط تلخ نجات داد... 🥀
اما در سایههای همان شب،
کسی که باعث این رسوایی شده بود،
حالا با آتشی از خشم و انتقام بازمیگردد...🖤💔
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
🎭 در هیاهوی مهمانی، آبروی او را به بازی گرفتند و درهم شکستند...
🛡️ اما درست در سقوط، دستی او را از میان خاکسترها نجات داد...
🌑 حالا دشمنی که رسوایی را رقم زد، با نقابی از خشم برگشته است...
🔥 یک انتقام خونین، در انتظارِ سرنوشتی که هیچکس پیشبینی نمیکرد.
https://eitaa.com/joinchat/3464955178Cb25bf24df4
ساعت4.30 پاک شه🌸
›گسترده¦⁴سآعته غزل‹
هدایت شده از گسترده غزل¦⁴سآعته🎀
هقی زدم
- اذیتم کردن نمیدونستن من زن توام
عصبی دستی به یقهاش کشید
+ اسم ببر دلبرم.. اسم ببر ببینم کدوم خری خم به ابروی زنم اورده
گریون گفتم:
- خ.. خواهرت نازنین!
چشم ریز کرد و قدمی جلو اومد
+ تکلیفشو همین الان روشن میکنم تا به زن من زور نگه و یهو ..😋📵💋
https://eitaa.com/joinchat/1152386701C7ff3f4fdd8
هدایت شده از گسترده غزل¦⁴سآعته🎀
+ بین من و مادرت کیو انتخاب میکنی؟
مردد دستی به پشت سرش کشید، مامانش هم داشت نگامون میکرد
- عزیزم سوال بدی رو تو بد موقعیت پرسیدی
حرصی گفتم
+ باید جواب بدی!
کلافه دستی به موهاش کشید:
- هیچکدومتونو انتخاب نمیکنم از دستتون سر به بیابون میذارم و یهو ..🙈📵🌸
https://eitaa.com/joinchat/1152386701C7ff3f4fdd8
ساعت5ظهر پاک شه🌸
›گسترده¦⁴سآعته غزل‹
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبع روتین های دخترونهی پینترست💆🏻♀🛁💒
•‹ بیای اینجا #پینترست و #تیکتاک و میندازی سطل آشغال✨👽💅🏼 ›•
𝐉𝐨𝐢𝐧🎀):https://eitaa.com/joinchat/2626749687Cb0ed2ef04f
هر دختر موفقِ ادایی این چنل و داره🙆🏻♀💗>>
_ اگه دختر بودن چنل بود :👧🏼🪄🦢^^ _
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
اکسپلور ِدخترا ، از شدت ِادایي بودن ِمخاطباش ارور داد ، که پینكوارد ِبازي شد سیسيهاي نازم👨🏻🦲🦎💓,, [ https://eitaa.com/joinchat/2626749687Cb0ed2ef04f ]
ساعت 18 پاک شه🖇🤍
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- حوله من چرا نم داره؟
لرزون گفتم:
- حوله نداشتم مجبور شدم بردارم.
یهو عربده کشید:
- از حوله من استفاده کردیییییی؟!
ماتم برد:
- اشکالش چیه؟ شوهرمی...
پوزخند زد:
- الان یادت افتاد شوهرتم اره؟ باشه خانوم قشنگم.
و یهو محکم بgلم کرد که یهو🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/696911151C98253ff031
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
با صدای خشداری گفت:
- طاقت دوریتو ندارم توام هی ناز میکنی!!دِ نمیدونی من برای توعه لعنتی حاضرم جونمم بدم!؟
باتعجب نگاهشکردم که یهو سمتم اومد و...🤫🔥
https://eitaa.com/joinchat/696911151C98253ff031
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ازدواج اجباری… با مردی که دنیای کوچکش پر از باید و نباید است.
او فکر میکند با سردی و اقتدار میتواند من را رام کند، اما نمیداند که این سرکشی، تازه اولِ بازی من است.
امروز، وقتی دیدم اخمهایش در هم گره خورد، لبخندی زدم و گفتم: «میدونی چیه؟ دلم میخواد به دوست پسرم زنگ بزنم، بگم دلتنگشم!»
چشمانش برق زد… انگار دنیا روی سرش خراب شد.
«تو… تو واقعاً غیرقابل تحملی!»
آه… این تازه شروعِ بازیِ منه. ببینم تا کجا میتونی دووم بیاری، آقایِ مقیدِ من!»
میخوای ادامه شو بخونی عضوشو😉😍👌
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
انگشتم رو کشیدم روی گونهاش و با پررویی گفتم: «خوشگل شدی با این ته ریش، ولی اگه بخندی جذابتر میشی!»
کلافه دستش رو از توی دستم کشید و با همون لحن جدی و سردش گفت: «حد خودت رو بدون خانم… اینجا جای این بازیها نیست!»
لبخندی زدم و خودم رو بهش نزدیکتر کردم: «اما من فقط برای بازی کردن با اعصاب شما اومدم توی این خونه!
رسما این دختر پسرمون و دیوونه کرده😂💔
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e