eitaa logo
𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥⚝
1.2هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
1.9هزار ویدیو
214 فایل
𝐓𝐫𝐲 𝐡𝐚𝐫𝐝 𝐮𝐧𝐭𝐢𝐥 𝐲𝐨𝐮 𝐠𝐞𝐭 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐰𝐚𝐧𝐭 📅 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭 — 𝟐𝟎𝟐𝟓/𝟎𝟓/𝟐𝟔 🔗 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥: https://eitaa.com/joinchat/3971548332C2c301891ba 💬 𝐍𝐞𝐢𝐠𝐡𝐛𝐨𝐫𝐡𝐨𝐨𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐭: https://eitaa.com/joinchat/2347763054C1cc108238
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+چته حسام؟ الان کار دارم زودتر بگو کارت رو حسام : قربان یه اتفاق بدی افتاده !!! کلافه گفتم +چی شده ؟! حسام: قربان دختره فرار کرده !!! فریاد زدم: چییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حساااممم اگر پیداشش نکنی زندگییییی رو براتون جهنم میکنممممم!!!!!!!!!!!!!😡✨️🤭 https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6 +جوجه کوچولوم فرار کرده؟؟ هه پیدات میکنم جوجه‌ی کوچولوم!!!🐣💝🥺
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+دختره پرستاری که تو چنگ یه مافیای قدر گیر افتاده و بالاخره موفق شده فرار کنه که...🤭✨️😵‍💫 https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6 ×دیگه دیره کوچولو!!🫂🥺❤️‍🩹
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با صدای بلندی گفت: _ننه من زن نمیخواام.. این صدبار! و لگدی به در اتاق زد و اومد تو و هنوز من رو ندیده بود دوباره رو به مادرش داد زد: _بیخود کردی بدون رضایت من رفتی انگشتر دادی.. من زن میخوام چیکار نن.. یهو با دیدنم خشکش زدم؛ منم بدتر از اون..🚭🔥 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 .میگم.تنهایی.بخون.یعنی.این🫨🤫 این رمان ترکوندههه😱❌🔥 .خودت.تنهایی.فقط.بخون🫨🤫
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
وقتی ننه‌ت برات عروس میاره🍯🫘: با تمسخر گفت: _ننه شوخیت گرفته؟! این زنمه؟! این که زیر چادر گمشده.. ننه با خنده گفت: _فلفل نبین چه ریزه؛ چادر و بزن کنار.. ببین چه قرص ماهیه!! نزدیک شدنش و حس کردم؛ همین که چادر کنار رفت مات نگاهم کرد و..🥺💖🎎🍹 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 رمان pdf میشه✅️🤌^
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 12 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
من سوگل دختری که همیشه مورد غضب و خشم پدرم بودم هیچ وقت محبتی از طرف پدرم ندیدم تا اینکه یه روز صبح بهمون خبر دادن که بابام یکی رو کشته و اونی که کشته بود پسر ارباب بود و فقط قصاص میخواستن تا اینکه یه روز من بدون اطلاع خانوادم برا رضایت رفتم وقتی ارباب منو دید با نهایت سنگدلی باهام برخورد کرد اما وقتی عمه ارباب منو دید شوکه شد نمیدونم چی شد که ارباب اومد گفت به شرطی رضایت میدم که بیای کلفت خونم تو روستا بشی من قبول کردم و وقتی به عنوان کلفت وارد خونه روستایی ارباب شدم با من کاری کردن که .....😭😭😭😭🥺🥺 برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/172753972C65aa3ab52b
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
- نمیخوامت! میرم خونه.. یهو محکم دستم رو گرفت: - خونه تو اینجاست! جز اینجا هر گورستونی بدی پاتو قلم میکنم فهمیدی؟؟ هق زدم: -اصلا تو کی هستی که برام تعیین تکلیف میکنی؟ -من شوهرتم احمق کوچولو.. انگار نیازه ثابتش کنم؟ با کمال میل و یهو..😋🍃 https://eitaa.com/joinchat/172753972C65aa3ab52b ساعت 13 پاک شه🖇🤍
هدایت شده از 
351.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دروددددد پارسام یکم حرف بزنیم درد و دل کنیم؟؟ ناشناس: https://harfeto.timefriend.net/17836284702831 چنل: https://eitaa.com/me2479