هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 12 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
من سوگل دختری که همیشه مورد غضب و خشم پدرم بودم هیچ وقت محبتی از طرف پدرم ندیدم تا اینکه یه روز صبح بهمون خبر دادن که بابام یکی رو کشته و اونی که کشته بود پسر ارباب بود و فقط قصاص میخواستن تا اینکه یه روز من بدون اطلاع خانوادم برا رضایت رفتم وقتی ارباب منو دید با نهایت سنگدلی باهام برخورد کرد اما وقتی عمه ارباب منو دید شوکه شد نمیدونم چی شد که ارباب اومد گفت به شرطی رضایت میدم که بیای کلفت خونم تو روستا بشی من قبول کردم و وقتی به عنوان کلفت وارد خونه روستایی ارباب شدم با من کاری کردن که .....😭😭😭😭🥺🥺
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/172753972C65aa3ab52b
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
- نمیخوامت! میرم خونه..
یهو محکم دستم رو گرفت:
- خونه تو اینجاست! جز اینجا هر گورستونی بدی پاتو قلم میکنم فهمیدی؟؟
هق زدم: -اصلا تو کی هستی که برام تعیین تکلیف میکنی؟
-من شوهرتم احمق کوچولو.. انگار نیازه ثابتش کنم؟ با کمال میل و یهو..😋🍃
https://eitaa.com/joinchat/172753972C65aa3ab52b
ساعت 13 پاک شه🖇🤍
هدایت شده از Mè
351.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دروددددد پارسام
یکم حرف بزنیم درد و دل کنیم؟؟
ناشناس: https://harfeto.timefriend.net/17836284702831
چنل: https://eitaa.com/me2479