eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
275 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مشق هایش را نوشت و رفت در والفجر۸ شیمیایی و در کربلای۴ مجروح شد در کربلای۵ جلوی چند تانک فریاد میزد:"یا اباعبدالله شاهد باش جلوی دشمنانت ایستادم" پانزده ساله بود که پر کشید. 🌷شهید هادی ثنایی مقدم🌷 @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
شب خواستگاری وقتی پای صحبت به جزئیات مراسم و ازدواج کشیده شد مادرم از ناصر پرسید که برای مراسم عقد عروس چه لباسی بر تن کند ؟ شهید بزرگوار در جواب مادرم فرمودند: لباسی که بتواند در روز تشیع جنازه من هم همان را بپوشد… به نقل از: همسر شهید 🌷سردار ناصر بهداشت، فرمانده گردان حمزه سیدالشهدا لشکر۲۵ کربلا @Beyzai_ChanneL
💢پرونده سرباز شهید خارج از نوبت رسیدگی میشود 🔹وی فروردین ۹۷ در درگیری با سارقین مجروح و بیستم اردیبهشت ۹۷ به شهادت رسید @Beyzai_ChanneL
💢پیکر شهید مدافع وطن سرباز روز گذشته در کرمان تشییع شد @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
‌روایت جالب از بازدید امروز رهبرانقلاب از نمایشگاه کتاب تهران: شوخی رهبر انقلاب با یک غرفه‌دار: «این کتاب به درد ما نمی‌خورد» ‌‌ در غرفه‌ی انتشارات نورالزهرا(س)، آقا کتابی برداشتند و پرسیدند: این «ریحانه‌ی بهشتی» موضوعش چی هست؟ غرفه دارد توضیح داد که کتابی است براساس روایات درباره بچه‌داری از پیش از بارداری تا به دنیا آمدن بچه. ‌‌ آقا به‌شوخی گفتند: خب پس به درد ما نمیخورد @Beyzai_ChanneL
📷 ثواب روزه سه روز پایانی ماه شعبان در کلام امام صادق(ع) @Beyzai_ChanneL
#شهید_حسن_قاسمی_دانا
شهید محمودرضا بیضائی
#شهید_حسن_قاسمی_دانا
یک روز ظهر وارد خانه شد، سلام کرد، خیلی خسته و گرفته بود، یک ساک دستش بود، آن روز از صبح به مراسم تشییع شهدای گمنام رفته بود، آرام و بی‌صدا به اتاقش رفت.😊  صدا کرد:  مادر، برایم چای می‌آوری؟ برایش چای ریختم و بردم.🙂 وارد اتاقش شدم، روی تخت دراز کشیده بود، من که رفتم بلند شد و نشست. پرسیدم: چه خبر؟ در جواب من از داخل ساکش یک پرچم سه‌ رنگ با آرم «الله» بیرون آورد.😍  پرچم خاکی و پاره بود. اول آن را به سر و صورتش کشید و بعد به من گفت: «این را یک جایی بگذار که فراموش نکنی. هروقت من مُردم آن را روی جنازه‌ام بکش».😞 خیلی ناراحت شدم، گفتم:«خدا نکند که تو قبل از من بری».😢 اجازه نداد حرفم را تمام کنم، خندید و گفت: «این پرچم روی تابوت یک شهید گمنام تبرک شده است»😔❤️  وقتی من مُردم آن را روی جنازه من بکشید و اگر شد با من دفنش کنید تا خداوند به‌ خاطر آبروی شهید به من رحم کند و از گناهانم بگذرد و شهدا مرا شفاعت کنند»😔 نمی‌دانست که پرچم روی تابوت خودش هم یک روزی تکه تکه برای شفاعت دست همه پخش می‌شود....😭💔 @Beyzai_ChanneL