eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج» » اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم » @Beyzai_ChanneL
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌤 اللهم اَنتَ السلام السلام علیک یا اباعبدالله(علیه السلام)🍃 السلام علیک یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)🍃 السلام علیکم ایهاالشهدا🍃 @Beyzai_ChanneL
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽؛ 🔴 تصاوير از خيابانهاي منتهي به بندر / بلومبرگ 🔺نیمی از ادارات بیروت به کلی نابود شده اند 🔴 اگر به عمق فاجعه میخواهید پی ببرید همین را بدانید که کاری که داعش طی چند سال با حلب کرد، در کسری از ثانیه در بیروت حادث شد. @Beyzai_ChanneL
﷽؛ 🔻 سه نکته درباره انفجار مهیب و عجیب بندر بیروت: آنجا چه خبر است؟ انفجار مهیب و عجیب که یادآور فیلم‌های تخیلی سینما و بمباران اتمی هیروشیماست، منطقه و حتی جهان را در حیرت فرو برد و همگان می‌پرسند آنجا واقعا چه رخ داده است؟ ۱- خبرهای اولیه رسانه ها نشان می‌دهد حادثه اصلی مربوط به انفجار مخزن نگهداری مواد اولیه تولید اقلام منفجره بوده است. 🔻جایی که انفجار بزرگ رخ داد، محل دپوی ۲۷۵۰ تن نیترات سدیم و آمونیاک بود. به گفته برخی منابع لبنانی، در سال ۲۰۱۴ و در جریان جنگ داخلی سوریه که به لبنان هم کشیده شد، گروه‌هایی مانند جریان المستقبل و اشرف ریفی (رییس پیشین سازمان اطّلاعات داخلی لبنان) که از مسلحین ضد حکومت اسد حمایت می‌کردند، ‌اقدام به ورود مواد اولیه لازم برای موادّ منفجره کردند که این محموله‌های بزرگ کشف، توقیف و در بندرگاه انبار شد. ▫️قاعدتاً ارتش لبنان باید این محموله ذیقیمت را تحویل می‌گرفت و مورد استفاده قرار می‌داد ولی ارتشی که در عمل وجود خارجی ندارد و حداکثر مثل پلیس شهری است، ناگزیر شد به انبار محموله در همان بندرگاه بسنده کند. البته شاید به دلیل تسلط تاریخی جریان المستقبل و حریری بر بندرگاه بیروت، به نفع خود دانسته‌اند که مواد مذکور در بندرگاهی باشد که ریاستش با حسن قرطیم، از وابستگان المستقبل است. برخی نیز انتساب این مواد به بحران سوریه را رد می‌کنند و مدعی‌اند اختلافات مالی، باعث عدم ترخیص شده بود. 🔻در هر صورت شرایط نامناسب نگهداری از یک سو و مشکل قطع و وصل مکرر برق که در ماه‌های اخیر لبنانی‌ها را کلافه کرده، احتمالا موجب جرقّه‌هایی شده و فاجعه را رقم زده است. برخی خبرها نیز جوشکاری غیراصولی در محل را علت اولیه انفجار می‌دانند. ▫️این البته صرفآ حدس و گمان‌های اولیه کارشناسان است ولی محلّ انفجار اصلی، همان انبار نگهداری محموله آمونیاک و نیترات سدیم توقیفی است. 🔻اگر این گونه باشد، علاوه بر جریان المستقبل، دولت و ارتش لبنان نیز در این حادثه دچار تقصیر فاحش و فاجعه بار شده‌اند. ▫️با این حال و در شرایطی که تقریبا همه رسانه‌های معروف و داخلی لبنان مانند الجدید، mtv ,lbc,nbn و ... از انفجار در انبار آمونیاک و نیترات خبر داده‌اند، برخی مقامات لبنان این موضوع را تکذیب می‌کنند و برخی نیز تایید! 🔻اساسآ نگهداری مواد شیمیایی در مخازن بزرگ شهری، یعنی همنشینی با فاجعه. ۲- در لبنانی که دهه‌هاست، هر انفجاری مستقیم یا غیر مستقیم به اسراییل مربوط می‌شود، قطعاً در این باره نیز انگشت اتهام به سمت تل آویو می‌رود به ویژه آن که اخیرا مرزهای لبنان و اسراییل شاهد تنش‌های مسلحانه بود. 🔻همچنین این انفجار می‌تواند تیرخلاصی باشد بر دولت حسان دیاب که رابطه خوبی با حزب الله دارد. از آن جهت که تنها یک بندر منهدم نشده، بلکه گلوگاه اقتصادی لبنان از بین رفته است چرا که بخش عمده واردات این کشور از بندر بزرگ بیروت صورت می‌گرفت و این بندر، در حکم انبار لبنان نیز بود. 🔻بر اساس برآوردهای اولیه، تقریبا تمام ذخایر آرد و گندم در این انفجار از بین رفته و ۹۰ درصد داروهای دپو شده در بندر، کاملا سوخته است، کالاهای دیگر نیز اوضاع مشابهی دارند. این یعنی خرد شدن استخوان‌های اقتصاد فشل لبنانی که حیاتش به طور تقریبا کامل وابسته به واردات است. 🔻دولت لبنان، برای رساندن کشور به وضعیت صفر قبل از انفجار، احتمالا باید با آمریکا و فرانسه (ذی نفود سنتی در لبنان) معامله‌ای بزرگ داشته باشد و کمک اقتصادی بگیرد و امتیازات امنیتی و سیاسی بدهد. این، خبری ناگوار برای حزب الله، تهران و دمشق است؛ فرقی هم‌ نمی‌کند که اسراییل در پس این ماجرا باشد، یا صرفا یک حادثه بوده باشد. ۳- بلافاصله بعد از انفجار، العربیه - متعلق به عربستان سعودی- اعلام کرد که انبار موشکی حزب الله منفجر شده است. ▫️منابعی در لبنان می‌گویند اتفاقا اینجا همان محل نگهداری نیترات‌های توفیقی بوده است. آنها به نوع انفجار استناد می‌کنند که مشخص است انفجار ناگهانی و حجیم مواد شیمیایی بوده است که در لحظه‌ای کوتاه کل بندرگاه و اطرافش را در نوردید. انفجار موشک هیچگاه قادر به ایجاد چنین صحنه‌ای نیست. وانگهی بسیار بعید است حزب الله موشک‌هایش را در بندری دپو کند که ریاستش بر عهده جریان رقیب است. 🔻ضمن این که نخست وزیر لبنان نیز تصریح کرد که انفجار،حاصل از مواد شیمیایی انبار شده بوده است. ▫️لذا ادعای العربیه،کاملا ساختگی است. 🔻به هر حال موج انفجار مهیب بیروت معیشت مردم لبنان را چند سال به عقب پرتاب کرد. @Beyzai_ChanneL
🔴 گاردین: برای آنکه بدانید انفجار تا چه حد برای مهم است باید گفت: ♦️90 درصد از مصرفی این کشور بوده و اکثر آن از طریق ترمینالی انجام می‌شده که در قلب این انفجار قرار داشته است.😔 ♦️این درحالی است که تنها در چند ماه اخیر در بحران اقتصادی ، مواد غذایی ۸۰ درصد افزایش قیمت داشته است. @Beyzai_ChanneL
860.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر اتفاقی بیفته خبرنگار سعودی باید فحش بخوره 😂 دیشب خبرنگار شبکه‌ی سعودی الحدث از شهروند لبنانی سئوال چرت و پرت میپرسه، اونم جواب میده؛ فلسطینی و سنی و لبنانی و شیعه همه یک دست هستیم و هیچکس نمیتونه تفرقه بندازه اخر هم میگه مرگ بر آل‌سعود! فقط آخر که خبرنگاره فرار میکنه 😂 @Beyzai_ChanneL
تیکه سنگین هادی حجازی‌فر بازیگر سینما به کسانی که به خاطر همدردی با لبنان بهش فحش داده بودن! سریع برید لباس مشکی‌هاتون رو بپوشید و شمع‌ها رو آماده کنید 😏 @Beyzai_ChanneL
🔻حکم قصاص قاتل «شهید سجاد شاه سنایی» همرزم شهید حججی، اجرا شد 🔹حکم قصاص قاتل «پاسدار شهید سجاد شاه سنایی» صبح امروز به درخواست اولیای دم اجرا شد. 🔹پاسدار سجاد سنایی در حوادث دی ماه ۹۶ به ضرب گلوله «مصطفی صالحی» به شهادت رسید. 🔹صالحی در اغتشاشات سال ۹۶ به عنوان یکی از کارگردانان حضور داشته و با استفاده از یک قبضه سلاح شکاری اقدام به تیراندازی به سوی مأموران کرده که در نتیجه آن، شهید سجاد شاه سنایی که به منظور برقراری نظم و امنیت در محل حضور داشته به شهادت رسیده و ۶ نفر دیگر نیز مجروح شدند. @Beyzai_ChanneL
🌷سالروز شهادت سرلشگر خلبان "عباس بابايي" معاون عملياتي نيروي هوايي ارتش (1366 ش) ✍سردار رشيد اسلام، سرلشكر خلبان، عباس بابايي، در سال 1329 ش در قزوين به دنيا آمد و در سال 1348 به دانشكده خلباني نيروي هوايي راه يافت. و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتي، براي تكميل دوره، به آمريكا رفت و دوره خود را در آمريكا با موفقيت سپري كرد. ✅ شهيد بابايي با دارا بودن تعهد و تخصص، در مرداد 1360 به فرماندهي پايگاه هشتم هوايي اصفهان رسيد. اين سردار رشيد اسلام، قسمت اعظم حضور خود را در پروازهاي عملياتي گذراند و سه هزار ساعت پرواز كرد. ✅ سرلشكر بابايي با روحيه شهادت طلبي به همراه شجاعت و ايثاري كه در طول سالهاي دفاع مقدس به نمايش گذاشت، صفحات نوين و زريني بر تاريخ نيروي هوايي افزود و تنها در دو سال آخر عمر، بيش از شصت ماموريت جنگي را با موفقيت كامل به انجام رساند. ✅ او سرانجام در پانزدهم مرداد 1366 ش برابر با عيد قربان، در يك عمليات برون مرزي به شهادت رسيد و در تشييعي با شكوه در گلزار شهداي قزوين به خاك سپرده شد. وي در هنگام شهادت، معاون عملياتي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود. @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
✍️ #دمشق_شهر_عشق #قسمت_سی_و_سوم 💠 طاقت از دست دادن برادرم را نداشتم که با #اشک‌هایم به مصطفی التما
✍️ 💠 با خبر شهادت ، فاتحه ابوالفضل و دمشق و داریا را یکجا خواندم که مصطفی با قامت بلندش قیام کرد. نگاهش خیره به موبایلش مانده بود، انگار خبر دیگری خانه‌خرابش کرده و این دست و بالش را بسته بود که به اضطرار افتاد :«بچه‌ها خبر دادن ممکنه بیان سمت حرم سیده سکینه!» 💠 برای اولین بار طوری به صورتم خیره شد که خشکم زد و آنچه دلش می‌خواست بشنود، گفتم :«شما برید ، هیچ اتفاقی برا من نمیفته!» و دل مادرش هم برای حرم می‌لرزید که تلاش می‌کرد خیال پسرش را راحت کند و راحت نمی‌شد که آخر قلبش پیش من ماند و جسمش از خانه بیرون رفت. 💠 سه روز، تمام درها را از داخل قفل کرده بودیم و فقط خدا را صدا می‌زدیم تا به فریاد مردم مظلوم برسد. صدای تیراندازی هرازگاهی شنیده می‌شد، مصطفی چندبار در روز به خانه سر می‌زد و خبر می‌داد تاخت و تاز در داریا به چند خیابان محدود شده و هنوز خبری از و زینبیه نبود که غصه ابوالفضل قاتل جانم شده بود. 💠 تلوزیون سوریه تنها از پاکسازی حلب می‌گفت و در شبکه العربیه جشن کشته شدن بر پا بود، دمشق به دست ارتش آزاد افتاده و جانشینی هم برای تعیین شده بود. در همین وحشت بی‌خبری، روز اول رسید و ساعتی به افطار مانده بود که کسی به در خانه زد. مصطفی کلید همراهش بود و مادرش هرلحظه منتظر آمدنش که خیالبافی کرد :«شاید کلیدش رو جا گذاشته!» 💠 رمقی به زانوان بیمارش نمانده و دلش نیامد من را پشت در بفرستد که خودش تا حیاط لنگید و صدا رساند :«کیه؟» که طنین لحن گرم ابوالفضل تنم را لرزاند :«مزاحم همیشگی! در رو باز کنید مادر!» تا او برسد قفل در را باز کند، پابرهنه تا حیاط دویدم و در همان پاشنه در، برادرم را مثل جانم در آغوش کشیدم. وحشت اینهمه تنهایی را بین دستانش گریه می‌کردم و دلواپس بودم که بی‌صبرانه پرسیدم :«حرم سالمه؟» 💠 تروریست‌های را به چشم خودش در زینبیه دیده و هول جسارت به حرم به دلش مانده بود که قد علم کرد :«مگه ما مرده بودیم که دستشون به حرم برسه؟» لباسش هنوز خاکی و از چشمان زیبایش خستگی می‌بارید و با همین نگاه خسته دنبال مصطفی می‌گشت که فرق سرم را بوسید و زیر گوشم شیطنت کرد :«مگه من تو رو دست این پسره نسپرده بودم؟ کجا گذاشته رفته؟» 💠 مادر مصطفی همچنان قربان قد و بالای ابوالفضل می‌رفت که سالم برگشته و ابوالفضل پشت این شوخی، حقیقتاً نگران مصطفی شده بود و می‌دانست ردّش را کجا بزند که زیر لب پرسید :«رفته ؟» پرده اشک شوقی که چشمم را پوشانده بود با سرانگشتم کنار کشیدم و شیدایی این جوان را به چشم دیده بودم که شهادت دادم :«می‌خواست بره، ولی وقتی دید درگیری شده، همینجا موند تا مراقب من باشه!» 💠 بی‌صدا خندید و انگار نه انگار از یک هفته شهری برگشته که دوباره سر به سرم گذاشت :«خوبه بهش سفارش کرده بودم، وگرنه الان تا حلب رفته بود!» مادر مصطفی مدام تعارف می‌کرد ابوالفضل داخل شود و عذر غیبت پسرش را با مهربانی خواست :«رفته حرم سیده سکینه!» و دیگر در برابر او نمی‌توانست شیطنت کند که با لهجه شیرین پاسخ داد :«خدا حفظش کنه، شما که تو داریا هستید، ما خیالمون از حرم (علیهاالسلام) راحته!» 💠 با متانت داخل خانه شد و نمی‌فهمیدم با وجود شهادت و آشوبی که به جان دمشق افتاده، چطور می‌تواند اینهمه آرام باشد و جرأت نمی‌کردم حرفی بزنم مبادا حالش را به هم بریزم. مادر مصطفی تماس گرفت تا پسرش برگردد و به چند دقیقه نرسید که مصطفی برگشت. از دیدن ابوالفضل چشمان روشنش مثل ستاره می‌درخشید و او هم نگران حرم بود که سراغ زینبیه را گرفت و ابوالفضل از تمام تلخی این چند روز، تنها چند جمله گفت :«درگیری‌ها خونه به خونه بود، سختی کارم همین بود که هنوز مردم تو خونه‌ها بودن، ولی الان پاکسازی شده. دمشق هم ارتش تقریباً کنترل کرده، فقط رو بعضی ساختمون‌ها هنوز تک تیراندازشون هستن.» 💠 و سوالی که من روی پرسیدنش را نداشتم مصطفی بی‌مقدمه پرسید :«راسته تو انفجار دمشق شهید شده؟» که گلوی ابوالفضل از گرفت و خنده‌ای عصبی لب‌هایش را گشود :«غلط زیادی کردن!» و در همین مدت را دیده بود که به سربازی‌اش سینه سپر کرد :«نفس این تکفیری‌ها رو گرفته، تو جلسه با ژنرال‌های سوری یجوری صحبت کرد که روحیه ارتش زیر و رو شد و بازی باخته رو بُرد! الان آموزش کل نیروهای امنیتی سوریه با ایران و و به خواست خدا ریشه‌شون رو خشک می‌کنیم!»... ✍️نویسنده: @Beyzai_ChanneL