نیامدم که بگویم بدَم تو خوبی کن !
من آمدم که بگویم زِ فضلِ خود بدهی ❤️
.
.
*برداشتی از : نساء/۳۲
#چ_ش_م_ا_ن_ت_ظ_ا_ر
@Beyzai_ChanneL
هدایت شده از سَبزِ سُرخ
4_5866088370353996091.mp3@shohadanaja
زمان:
حجم:
4M
طرح
#جزء_به_جزء_به_یاد_شهدای_ناجا
هر روز ماه مبارک رمضان به یاد شهدا قرآن میخوانیم
جزء پنچ
@shohadanaja
به نام خدا
🌙غروب ماه رمضان بود. ابراهيم آمد در خانه ما و بعد از سلام و احوالپرسي يــک قابلمه از من گرفت! بعد داخل کله پزي رفت. به دنبالش آمدم و گفتم: ابرام جون کله پاچه براي افطاري! عجب حالي ميده؟! گفت: راســت ميگي، ولي براي من نيست. يك دست کامل کله پاچه و چند تا نان ســنگک گرفت. وقتي بيرون آمد ايرج با موتور رسيد. ابراهيم هم سوار شد و خداحافظي کرد.
🍃با خودم گفتم: لابد چند تا رفيق جمع شــدند و با هم افطاري ميخورند. از اينکه به من تعارف هم نکرد ناراحت شــدم. فــرداي آن روز ايرج را ديدم و پرسيدم: ديروز کجا رفتيد!؟ گفت: پشت پارک چهل تن، انتهاي کوچه، منزل کوچکي بود که در زديم و کله پاچه را به آنها داديم. چند تا بچه و پيرمردي که دم در آمدند خيلي تشکر کردند. ابراهيم را کامل ميشناختند. آنها خانوادهاي بسيار مستحق بودند. بعد هم ابراهيم را رساندم خانهشان.
📚سلام بر ابراهیم۱/ص۱۸۶
پ.ن:
📌بیایید در ماه رمضان، به نیابت از شهید ابراهیم هادی، به اندازه یک جعبه خرما هم که شده، به یک خانواده نیازمند کمک کنیم.
@Beyzai_ChanneL
#یا_خامس_آل_عبا
همیشه پنج برایم عزیز و محترم است
خداکند که از این #پنج_تن جدا نشوم
#روز_پنجم
@Beyzai_ChanneL
بسم رب الشهدا...
قرار عاشقان...
ما که خود میدانیم بد هستیم ولی...
این مقارنت ایام ماه مهمانی خدا و مهمان زندگی شما شدن را به فال نیک میگیریم😊
و از شما خواهش میکنیم نزد مادر سادات نام ما را ببرید..😢
عاشقان با قراری دیگر در ماه میهمانی خدا به دیدارتان آمدیم امروز مهمان شهیدمدافع حرم جاویدالاثرعلی جمشیدی هستیم..
ای شهید آمدیم شما را واسطه ببریم نزد مادر سادات...😊
@Beyzai_ChanneL
خواهر شهید:علی در سال69 با خواهر آخرمان که دو قلو بودند متولد شد..در بین شهدای خان طومان علی تنها بسیجی آن جمع بود که به شهادت رسید😞برادرم بسیار بچه فعالی بود و از دوران ابتدایی در بسیج و ستاد امر به معروف رفت و آمد می کرد گاهی که مناسبتی پیش می آمد به ستاد میرفت و شبها همانجا میخوابید و صبح به مدرسه میرفت..📚درسش که تمام شد کنکور داد و در رشته معماری ساختمان ادامه تحصیل داد و لیسانسش را از دانشگاه چالوس گرفت😊البته بین مقطع فوق دیپلم و کارشناسی دوران سربازی اش را هم طی کرد😌
@Beyzai_ChanneL
علی یکسال و نیم پیگیر بود که برود سوریه،خیلی هم تلاش می کرد که هر زمانی شد برود تا اینکه برادر دیگرم که پاسدار است به او گفت اول باید در شهر خودمان آموزش ببینی،بعد بروی استان،از آنجا اعزامت کنند😊
یکسری آموزش هایی مثل دفاع شخصی دید اما برادرم گفت اینها آموزش محسوب نمی شوند باید بروی در شرایط سخت و خودت را برای موقعیت آماده کنی...😕
علی با سه چهار نفر از دوستانش سه روز رفته بودند در یک جنگل بدون آب و غذا و در شرایط سخت و باران،خودشان را آماده کرده بودند😌
@Beyzai_ChanneL
برادرم گفت باید تیراندازی هم یاد بگیری..
علی به قدری مشتاق رفتن بود که آموزش تیراندازی هم دید آن هم در حدی که وقتی مسابقه داد جزو 3 نفر برتر شهر شد و تا جایی پیش رفت که توانست در استان مازندران هم جزو 3نفر اول شود😍
او وقتی می دید هر چه میگوید علی انجام می دهد و بیشتر اصرار می کند می خواست او با آمادگی بیشتر با همه چیز آشنا شود..علی تمام آموزش ها را دیده بود؛حتی تلاش کرد با بچه های تیپ فاطمیون اعزام شود..بالاخره برادر بزرگترم گفت:کارهایت را برای رفتن درست می کنم و این شد که عاقبت تیر ماه رفت..☺️
@Beyzai_ChanneL
چون بسیجی بود برش می گرداندند..😢
4_5 ماه قبل از شهادتش برادر بزرگم در خان طومان از ناحیه کتف مجروح شده بود و علی در بیمارستان پیش او می ماند و پرستاری اش را میکرد..فروردین یکی از بچه ها به او زنگ زد و گفت فردا مازندران 105 نفر اعزام داریم اما علی گفت چون من بسیجی هستم اعزامم نمی کنند😔قبل از آن سه بار برش گردانده بودند..زنگ زد تهران،مسئول تهران به او گفت: تو بیا اینجا من فردا صبح میفرستمت😍
@Beyzai_ChanneL