eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام ایهاالشهید✋ وارثِ حضرت مادر شدی و ایستادی...💪 تا که در امر ظهور ولی ات موثر باشی...😊 و در دفاع از اهل بیت(علیهم السلام) با شهادت سربلند شوی...😇 @Beyzai_ChanneL
༻﷽༺ 🌷🌷🌷 ارباب سلام ما را خدا بہ عشق حسین آفریده اسٺ از او ڪریم تر همہ عالــم ندیده اسٺ😍 ریـزه خـور عطـاے حسینیــم تا ابــد این لطف فاطمہ است ڪه بر ما رسیده است😊 @Beyzai_ChannL
سلام آقا✋ آقا سلام صبحم🌥 را میدهید جواب..؟؟ به امیدی هر صبح میدهم سلام..😢 به قول آن شاعر...دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است..😊 @Beyzai_ChanneL
🌷به اعتقاد من امروزه ذکر مستحبی بعد از نماز و جهادی در است... حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) @Beyzai_ChanneL
بچه‌ها به خودتون سخت بگیرید که اون دنیا بهتون سخت نگیرن؛ به خودتون سخت بگیرید که خدا راحت بگیره! [ ] @Beyzai_ChanneL
📸 صرفا جهت اطلاع مسئولین، سهم یک مادر از سفره انقلاب @Beyzai_ChanneL
هر چه به لبخندتان بنشینم باز هم است ڪجا میتوانیم این و را به بنشینیم 🕊 🌹🍃 @Beyzai_ChanneL
به يك لبخند تو تمام من خراب شد ❤️ @Beyzai_ChanneL
پشتت را میکنی تا بروی که بازوات را میگیرم... یڪ لحظه صدای جمعیت اطراف ما خاموش میشود تمام نگاه ها سمت ما میچرخد و تو بهت زده برمیگردی و نگاهم میکنی نگاهت سراسر سوال است که _ چرااینکاروکردی!؟آبروم رفت! دوستانت نزدیک می آیند و کم کم پچ پچ بین طلاب راه می افتد. هنوز بازوات را محکم گرفته ام. نگاهت میلرزد...از اشک؟نمیدانم فقط یڪ لحظه سرت را پایین میندازی دیگر کار از کار گذشته. چیزی را دیده اند که نباید! لبهایت و پشت بندش صدایت میلرزد _ چیزی نیست!...خانوممه. لبخند پیروزی روی لبهایم مینشیند.موفق شدم! همان پسر که بگمانم اسمش رضا بود جلو میپرد: _ چی داداش؟زن؟کی گرفتی ما بی خبریم؟ کلافه سعی میکنی عادی بنظر بیایی: _ بعدن شیرینیشو میدم... یکی میپراند: _ اگه زنته چرا در میری؟ عصبی دنبال صدا میگردی و جواب میدهی: _ چون حوزه حرمت داره.نمیتونم بچسبم به خانومم! این را میگویی،مچ دستم رامحکم در دست میگیری و بدنبال خود میکشی. جمع را شکاف میدهی و تقریبا به حالت دو ازحوزه دور میشوی و من هم بدنبالت... نگاه های سنگین را خیره به حالتمان احساس میکنم... به یک کوچه میرسیم،می ایستی ومرا داخل آن هل میدهی و سمتم می آیـے. خشم ازنگاهت میبارد.میترسم و چندقدم به عقب برمیدارم. _ خوب شد!...راحت شدی؟...ممنون از دسته گلت... البته این نه!(به دسته گلم اشاره میکنی) اونیو میگم کہ آب دادی _ مگه چیکار کردم؟ _ هیچی!...دنبالم نیا.تا هوا تاریک نشده برو خونه! به تمسخر میخندم! _ هه مگه مهمه برات تو تاریکی برم یا نه؟ جا میخوری...توقع این جواب رانداشتی _ نه مهم نیست...هیچ وقتم مهم نمیشه.هیچ وقت! و بہ سرعت میدوی و ازکوچه خارج میشوی... دوستت دارم و تمام غرورم را خرج این رابطه میکنم چون این احساس فرق دارد... بندی است که هر چه در آن بیشتر گره میخورم آزاد ترمیشوم. فقط نگرانم نکند دیرشود..هشتادوپنج روز مانده... ❣❤️❣❤️❣❤️❣ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج» » اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم » @Beyzai_ChanneL
🌷⚡️بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم⚡️🌷
السلام ایها الشهید✋ حالمان یکمی زیاد خوب نیست...😢 کمی شفاعت درمان خوبیست...😊 #شهدا_نظر_میکنند_به_وجه_الله @Beyzai_ChanneL