#مدافع_عشق
#قسمت_بیست_و_سوم
❤ #هوالعشــــــق
❣❤️❣❤️❣❤️❣
نفسهایم به شماره مےافتد. فقط ڪمـےدیگر مانده که تڪانے میخوری و چشمهایت راباز میڪنے...
قلبم به یڪباره میریزد! بهت زده به صورتم خیره میشوی و سریع از جایت بلند میشوی...
_ چیکار میکردی!
مِن مِن میکنم....
_من....دا...داش...داشتم...چ...
میپری بین نفسهای بشماره افتاده ام:
_ میخواستم برم پایین گفتم مامان شک میکنه...تو آخه چرا!...نمیفهمم ریحانه این چه کاریه!چیو میخوای ثابت کنی ؟چیو!؟
ازترس تمام تنم میلرزد،دهانم قفل شده...
_ اخه چرا!...چرا اذیت میکنی...
بغض به گلویم میدود و بےاراده یڪ قطره اشک گونه ام را تر میڪند...
_ چون...چون دوســـت دارم!
بغضم میترکد و مثل ابر بهاری شروع میکنم به گریه کردن. خدایا من چم شده. چرا اینقدر ضعیف شدم. یکدفعه مچ دستم رامیگیرد و فشار میدهد.
_ گریه نکن...
توجهی نمیکنم بیشتر فشار میدهد
_ گفتم گریه نکن اعصابم بهم میریزه...
یک لحظه نگاهش میکنم...
_ برات مهمه؟...اشکای من!؟
_ درسته دوست ندارم ...ولی ..آدمم دل دارم!...طاقت ندارم...حالا بس کن...
زیر لب تکرار میکنم.
_ دوسم نداری...
و هجوم اشکها هر لحظه بیشتر میشود.
_ میشه بس کنی...صدات میره پایین!
دستم را از دستت بیرون میکشم.
_ مهم نیست.بزار بشنون!
پشتم را بهت میکنم و روی تختت مینشینم. دست بردار نیستم ...حالا میبینی! میخوای جونمو بگیری مهم نیست تاتهش هستم.می آیـےسمتم که چند تقه به در میخورد:
_ چه خبره!؟..علی؟ریحان ؟ چی شده؟
نگرانی را میشد از صدای فاطمه فهمید
هل میکنی،پشت درمیروی و ارام میگویـے...
_ چیزی نیست...یکم ریحان سردرد داره!
_مطئنید!؟ میخواید بیام تو؟
_ نه!...تو برو بخواب. من مراقبشم!
❣❤️❣❤️❣❤️❣
✍ ادامه دارد ...
@Beyzai_ChanneL
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از شهید محمودرضا بیضائی
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج»
» اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم »
@Beyzai_ChanneL
هدایت شده از شهید محمودرضا بیضائی
🌷⚡️بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم⚡️🌷
شهید محمودرضا بیضائی
#خاطره #شهید_محمدعلی_قزلباش
🔆زورو بازی در جبهه...
جثه ريزي داشت،مثل همه بسيجي ها خوش سيما بود و خوش مَشرَب😊فقط يك كمي بيشتر از بقيه شوخي مي كرد نه اينكه مايه تمسخر ديگران شود، كه اصلاً اين حرفها توي جبهه معنا نداشت سعي مي كرد دل مؤمنان خدا را شادكند آن هم در جبهه و جنگ 👌
از روزي كه او آمد،اتفاقات عجيبي در اردوگاه تخريب افتاد،لباس هاي نيروها كه خاكي بود و در كنار ساكهايشان قرار داشت، شبانه شسته مي شد و صبح روي طناب وسط اردوگاه خشك شده بود.👕 ظرف غذاي بچه ها هر دوسه تا دسته ، نيمه هاي شب خود به خود شسته مي شد😳. هر پوتيني كه شب بيرون از چادر مي ماند، صبح واكس خورده و برّاق جلوي چادر قرار داشت او كه از همه كوچكتر و شوختر بود، وقتي اين اتفاقات جالب را مي ديد،مي خنديد و مي گفت: بابا اين كيه كه شبها زورو بازي در مي آره و لباس بچه ها و ظرف غذا رامي شوره؟😐
و گاهي مي گفت : «آقاي زورو، لطف كنه و امشب لباسهاي منم بشوره و پوتينهام رو هم واكس بزنه»😁😕 بعد از عمليات، وقتي «علي قزلباش » شهيد شد، يكي از بچه ها با گريه گفت: بچه ها يادتونه چقدر قزلباش زوروي گردان رو مسخره مي كرد...؟ زورو خودش بود و به من قسم داده بود كه به كسي نگم😔
@Beyzai_ChanneL
#شهیدانه
پــنجره زیباست اگر بگذارند ...!
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من از اظهارنظرهای دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند
#التماس_دعا_شهدای_عزیز
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
"خبرفوری"
.
از شام بلا شهید آوردند.😔😔
🔹️سردار شاهرخ داییپور از فرماندهان ایرانی حاضر در سوریه در جریان مقابله با باقیمانده اشرار گروه تروریستی داعش در شهر البوکمال روز جمعه،یکم تیرماه به شهادت رسید.
وی پانزدهمین شهید مدافع حرم از استان کرمانشاه است،
این شهید بزرگوار در کارنامه خود، قهرمانی کشتی نیروهای مسلح، مربیگری موشک تاو و ضد زره و فرماندهی یگان ضد زره و ادوات قرارگاه نجف در دوران دفاع مقدس، مربیگری غواصی در سطح بینالملل و نیز مستشاری ضد زره و فرماندهی صحنه نبرد در سوریه علیه تروریستهای داعش را دارد.
.
.
#شهید_شاهرخ_دایی_پور
#شهادتت_مبارک
#البوڪمال
#اعزامی_از_کرمانشاه
#خیابان_بهشت❤
#وتقوا_الله_لعلكم_تفلحون
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
@Beyzai_ChanneL