🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷
🌷قرار عاشقی🌷
✨شهیدان را نیازی به گفتن و نوشتن نیست ، آنان نانوشته دیدنی و خواندنی هستن
☁️ باز هم ساعت به وقت قرار تپش قلبهاست ❤️ برای شنیدن عاشقانه هایی که شهیدان 🌷 خلق کردن .
@Beyzai_ChanneL
با اجازه از محضر آقا امام زمان(عج) و شهدا شروع میکنیم به معرفی 🌹شهیدمحمدحسین مرادی🌹
🌸بسم الرحمن الرحیم🌸
@Beyzai_ChanneL
❤️هنوز شهرمان تابوتهای سرخ و سفید و سبز میبیند.❤️
🌺 هنوز شهرمان گریهها و مشت به سینه کوفتنهای مادر شهدا را میبیند.🌺
🌷 هنوز شهرمان جوانانی دارد که برای ایمان و عقیده بجنگند، خون بدهند، هر چند کسی قدر نداند. اسمشان مدافعان حرم است و منطقه عمل کردنشان سوریه و عراق. پس میشود راه شهدا را ادامه داد. میشود بین جمع بود و با جمع نبود. میشود خاص بود مثل شهدا. 🌷
🌼و محمدحسین مرادی هم یکی از همین دهه شصتیهاست، که به عشق شهادت تا آن طرف مرزها رفت و به آرزوی دیرینهاش رسید🌼
@Beyzai_ChanneL
🌺یکی دیگر از شهدای مدافع حرم محمدحسین مرادی است که سال 1360 در تهران به دنیا آمد و آبان 1392 در چند متری حرم حضرت زینب کبری (ع) هدف گلوله ی تکفیری ها قرار گرفت و چند روز بعد به شهادت رسید.💠
@Beyzai_ChanneL
❇️او خاطرات عجیبی دارد از جمله اینکه؛ مادرش نقل می کند:
⚜سیدرضا حسینی که دایی محمد حسین بود، سال 1366 به شهادت رسید. ایشان را در امامزاده علی اکبر چیذر دفن کردیم. ⚜
🔆سال های بعد که پسرخاله ی محمد حسین فوت کرد، تابوت او را به امامزاده برده و اتفاقا کنار قبر دایی اش گذاشته بودند تا مزارش برای دفن آماده شود.🔆
🔅 محمد حسین آن روز دست روی تابوت پسرخاله اش گذاشته و گفته بود:
🌀 آقا محسن، از جای من پاشو اینجا جای من است!🌀
@Beyzai_ChanneL
🌀آن موقع همه این کلام را شنیدند اما کسی متوجه نشده بود که منظور پسرم از این حرف چیست. 🔅
🌀چند سال بعد که محمد حسین در سوریه به شهادت رسید، او را درست در کنار مزار دایی اش، یعنی همان جا که آن روز اشاره کرده بود، دفن کردند. 🔅
🌀برای همه عجیب بود که پسرم از همان زمان می دانست که شهید می شود و حتی دفنش را مشخص کرده بود!🌀
@Beyzai_ChanneL
💠اما بهتر است پای صحبت پدر گرامی این شهید بنشینیم:
🌹وقتی جنگ شد، بنده ازدواج کرده بودم و صاحب چند فرزند بودم. با وجود این اگر فرصتی پیش می آمد به جبهه می رفتم و توفیق یافتم 24 ماه حضور در مناطق عملیاتی داشته باشم.🍃
🌹 بنابراین محمدحسین که متولد سال 1360 است، حین جنگ بزرگ شد و در برخی از این اعزام ها، او که شاید چهار سال بیشتر نداشت، به بدرقه ی رزمنده ها می آمد و به شکل نمایدین اسلحه روی دوشش می انداخت.🍃
💠 یک بار وقتی من جبهه بودم، محمد حسین همراه برادر بزرگش دنبال تشییع جنازه ی یک شهید رفته و سر از بهشت زهرا (ع) درآورده بودند!🌼
@Beyzai_ChanneL
💠آن زمان او هنوز مدرسه هم نمی رفت و برایمان عجیب بود که با چه برداشتی این همه راه را همراه تشییع کنندگان رفته!🍃 عشق و علاقه به شهدا از همان زمان در دل این بچه جوانه زده بود. حتی نامگذاری اش هم با شهید و شهادت عجین شده بود. وقتی مادر محمدحسین او را باردار بود،ن ماجرای هفتم تیر و شهادت بهشتی و یارانش پیش آمد. همان زمان همسرم به من پیشنهاد کرد اگر نوزادمان پسر بود نامش را به یاد شهید بهشتی، محمدحسین بگذاریم. دو ماه و چند روز بعد هم محمدحسین به دنیا آمد. پسرم نامش را از یک شهید گرفت و با عشق و یاد شهدا زندگی کرد و عاقبت خودش نیز به شهادت رسید.🍃
@Beyzai_ChanneL