eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
هر که دلتنگِ حسین و حرمش می گردد می رود هر شب جمعه حـرم عَبدالعَظیم سلام الله علیه وحید_کتابی @Beyzai_ChanneL
آقای #محمود_صادقی صب بخیررررررر بازی جدید چیه؟ وقتی دولت از دهباشی و یاسر جبراییلی و از فرهنگیان و... شکایت کرد همینا را گفتیم و از امثال شما فحش خوردیم @Beyzai_ChanneL
محمدجواد ظریف می‌گوید همه‌ی ما در یک کشتی نشسته‌ایم و هدف دشمنان، کل ایران است... وقتی تازه الان یاد این موضوع افتاده، یاد طبقه‌بندی کشتی تایتانیک می‌افتم؛ طبقه‌ی زیرین مردم معمولی بودند و بالایی اشراف. گویا آب تازه به طبقه‌ی بالا رسیده که یادشان آمده همه در یک کشتی نشسته‌ایم! *کبری آسوپار* @Beyzai_ChanneL
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ واقعاً حرف‌هاش قشنگ و رویایی بود، ما مردم بد بودیم نذاشتیم وعده‌هاش عملی بشه!!! @Beyzai_ChanneL
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج» » اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم » @Beyzai_ChanneL
🌷⚡️بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم⚡️🌷
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 السلام ایهاالشهید✋ ای شهید،تو که به ارباب رسیدی..😍 لطفی به ما کن و نامی زِ ما ببر..😔 @Beyzai_ChanneL
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 سلام ارباب✋ سلام ما به اربابی که،نوکرش هر چه بد کند...😔 باز در به رویش باز می کند..😭❤️ السلام اربابِ عطشان.. @Beyzai_ChanneL
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 سلام آقا✋ به شما سلام می دهم اما،سر به زیر..😔 حالم مثل آن بچه ی خطاکار است در محضرِ پدر...😢 @Beyzai_ChanneL
استقبال چهره‌های انقلابی از مواضع اخیر رئیس‌جمهور 🔶بسیاری از شخصیت‌های انقلابی پس از سخنان روز چهارشنبه رئیس‌جمهور در جمع مدیران اجرایی کشور، ضمن استقبال از این تغییر رویه، بر حمایت از دولت برای عبور از جنگ اقتصادی دشمن تاکید کردند. 🔹حداد عادل: انتظار داریم روحانی پس از سخنان مثبت به روش قبل بازنگردد 🔸قالیباف: همه با هم با هر سلیقه و گرایشی کنار هم می‌ایستیم و جنگ اقتصادی دشمن را تبدیل به فرصت می‌کنیم 🔹سعید جلیلی: رئیس جمهور ریاست ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی را برعهده گیرد/ ارائه مشورت اقتصادی به دولت 🔸حاجی‌بابایی: فراکسیون نمایندگان ولایی با تمام توان از حرکت جدید رئیس‌جمهور حمایت می‌کند 🔹زاکانی: سخنان رئیس جمهور صدای برحق ملت رشید ایران بود/ این سخنان نویدی بر آغاز جبهه‌بندی جدید است 🔸دهقان: امیدواریم عملکرد آقای رئیس‌جمهور هم مانند صبحت‌های امروزشان مثبت باشد/ در کنار دولت هستیم 🔹نقوی حسینی: رویکرد جدید رئیس‌جمهور برای تغییر در رویه‌های موجود را حمایت می‌کنیم 🔸حسینی: جناح‌ها و گروه‌های مختلف از مواضع اخیر رئیس‌جمهور حمایت می‌کنند/ برای حل مشکلات به دولت کمک می‌کنیم 🔹ذوالنوری: امیدوارم تغییر رویکرد آقای رئیس‌جمهور واقعی و اساسی باشد 👉fna.ir/bn6vtz @Beyzai_ChanneL
افشاگری نام ۱۰۰ زن ایرانی که در زمان زندگی در اردوگاه ها و کمپ های مجاهدین عمل جراحی(خارج کردن تخمدان و رحم) روی آنها صورت گرفته است #هزارجلادهزاراشرف @Beyzai_ChanneL
❤️ ❣❤️❣❤️❣❤️❣ _ نه عزیزم! اتفاقا نیای دلخور میشم.اخر هفتس...یہ ذره ام پیش شوهرت بیشتر میمونی دیگه! درضمن امشب نه سجاد خونس.نه باباشون....راحت ترم هستی 💞 گیره سرم راباز میکنم و موهایم ۸ روی شانه ام میریزد. مجبور شدم لباس از فاطمه بگیرم.شلوار و تےشرت جذب! لبه تختش مینشینم... _ بنظرت علےاکبر خوابید؟ _ نه!مگه بدون زنش میتونه بخوابه؟ _ خب الان چیکارکنیم؟ فیلم میبینے یا من برم اونور؟ _ اگه خوابت نمیاد ببینیم! _ نچ!نمیاد! جیغے از خوشحالے میڪشد، لب تابش را روی میز تحریر میگذارد و روشنش میکند. _ تا تو روشنش کنی من برم پایین کیف و چادرمو بیارم. سرش را به نشانه " باشه " تکان میدهد. آهسته از اتاق بیرون میروم و پله ها را پاورچین پاورچین پشت سرمیگذارم. تاریکی اطراف وادارم میکند که دست به دیوار بکشم و جلو بروم.کیفم و چادرم را در حال گذاشته بودم. چشمهایم را ریز میکنم و روی زمین دنبالش میگردم که حرکت چیزی را در تاریکی احساس میکنم. دقیق میشوم...قد بلند و چهارشانه! تو اینجا چیکار میکنی؟ پشت پنجره ایستاده ای و به حیاط نگاه میکنے.کیفم را روی دوشم میندازم و چادرم را داخلش میچپانم. آهسته سمتت مے آیم. دست سالمم را بالا مےآورم و روی شانه ات میگذارم که همان لحظه تو را درحیاط میبینم!!! پس... فرد قد بلند برمیگردد  نگاهم میکند!سجاد!!! نفس هر دویمان بند مےآید.من با وضعیتےڪه داشتم و او که نگاهش بہ من افتاده بود و تو که درحیاط لبه حوض نشسته ای و نگاهمان میکنی!! سجاد عقب عقب میرود و در حالیکه زبانش بند آمده از حال بیرون میرود و به طرف پله ها میدود. یخ زده نگاهم سمت حیاط میچرخد...نیستی!!!!همین الان لبه حوض نشسته بودی! برمیگردم و از ترس خشک میشوم.باچشمهایـےعصبـے بہ من زل زده ایـے. ڪےاینجا اومدی؟نفسهایت تند و رگ های گردنت برجسته شده.مچ دستم رامیگیری... _ اول ته دیگ و تعارف!بعد دوغ و دلسوزی...الانم شب و همه خواب...خانوم خودشو زیاد خواهر فرض کرده..آره؟ تقریباً داد میزنـے...دهانم بسته شده و تمام تنم میلرزد! _ چیه؟؟چرا خشک شدی؟؟..فکر کردی خوابم آره؟نه!!..نمیدونم چه فکری کردی؟...فکر کردی چون دوست ندارم بی غیرتم هستم؟؟؟؟ _ نه.. _ خب نه چی....دیگه چی!!!بگو دیگه..بگووو...بگو میشنوم! _ دا..داری اشتباه... مچم را فشار میدهی.. _ عهه؟اشتباه؟؟...چیزی که جلو چشمه کجاش اشتباس؟ انقدر عصبی هستی ڪه هر لحظه از ثانیه بعدش بیشتر میترسم! خون به چشمانت دویده و عرق به پیشانی ات نشسته. _ بهت توضیح...م..میدم _ خب بگو راجب لباست...امشب..الان...شونه سجاد!شوکه شدنت...جاخوردنت..توضیح بده _ فکرکردم... چنان درچشمانم زل زده ای که جرات نمیکنم ادامه بدهم.ازطرفی گیج شده ام...چقدر مهم است برایت!! _ فک کردم..تویی! _ هه !...یعنی قضیه شام پارکم فکر کرده بودی منم اره؟ این دیگر حق باتوست!گندی است که خودم زده ام.نمیخواستم اینقدر شدید شود... ❣❤️❣❤️❣❤️❣ بگذاشتــےام!!..غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادار تر است ❣❤️❣❤️❣❤❣ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷