eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
275 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ ❤️ ❣❤️❣❤️❣❤️❣ با گوشه ی روسری اشک روی گونه ام را پاک میکنم. دکتر سهرابی به برگه ها و عکسهایی که در ساک کوچکت پیدا کرده ام نگاه میکند. با اشاره خواهش میکند که روی صندلی بنشینم .من هم بی معطلی مینشینم و منتظر میمانم. عینکش را روی بینی جا به جا میکند _ امم...خب خانوم...شما همسر شونید؟ _ بله!...عقدکرده... _ خب پس احتمالش خیلی زیاده که بدونید... _ چی رو؟ با استرس دستهایم را روی زانوهایم مشت میکنم. _ بلاخره با اطلاع از بیماریشون حاضر به این پیوند شدید... عرق سرد روی پیشانی و کمرم مینشیند... _ سرطان خون!یکی از شایع ترین انواع این بیماری...البته متأسفانه برای همسرشما...یکم زیادی پیش رفته! حس میکنم تمام این جمله ها فقط توهم است و بس! یا خوابی که هر لحظه ممکن است تمام شود... لرزش پاها و رنگ پریده صورتم باعث میشود دکتر سهرابی از بالای عینکش نگاهی مملو از سوالش را ہ بمن بدوزد _ مگه اطلاع نداشتید؟ سرم را پایین میندازم ،و به نشان منفی تکانش میدهم. سرم میسوزد و بیشتر ازآ ن قلبم. _ یعنی بهتون نگفته بودن؟....چند وقته عقدکردید؟ _ تقریبا دو ماه... _ اما این برگه ها....چندتاش برای هفت هشت ماه پیشه! همسرشما از بیماریش با خبر بوده توجهـے به حرفهای دکتر نمیکنم. اینکه تو...تو روز خواستگاری بہ من...نگفتی!! من ... تنها یک چیز به ذهنم میرسد _ الان چی میشه؟... _ هیچی!...دوره درمانی داره!و...فقط باید براش دعا کرد! چهره دکتر سهرابی هنوز پر از سوال و تعجب بود! شاید کار تو را هیچکس نتواند بپذیرد یاقبول کند... بغض گلویم را فشار میدهد.سعی میکنم نگاهم را بدزدم و هجوم اشک پر از دردم را کنترل کنم. لبهایم را روی هم فشار میدهم _ یعنی...هیچ..هیچکاری...نمیشه?.. _ چرا..گفتم که خانوم.ادامه درمان و دعا.باید تحت مراقبت هم باشه... _ چقد وقت داره؟ سوال خودم...قلبم را خرد میکند دکتر با زبان لبهایش را تر میکند و جواب میدهد _ با توجه به دوره درمانی و ...برگه و...روند عکسها!و سرعت پیشروی بیماری...تقریبا تا چندماه...البته مرگ و زندگی فقط دست خداست!.. نفسهایم به شماره می افتد.دستم را روی میز میگذارم و بسختی روی پاهایم می ایستم. _ کی میتونم ببینمش؟... سرم گیج میرود و روی صندلی میفتم. دکتر سهرابی از جا بلند میشود و در یک لیوان شیشه ای بزرگ برایم اب میریزد... _ برام عجیبه!..درک میکنم سخته! ولی شمایی که از حجاب خودتون و پوشش همسرتون مشخصه خیلی بقول ماها سیمتون وصله...امیدوار باشید...نا امیدی کار کساییه که خدا ندارن!... جمله آخرش مثل یک سطل آب سرد روی سرم خالی میشود...روی تب ترس و نگرانی ام... ؟... ❣❤️❣❤️❣❤️❣ ❣❤️❣❤️❣❤️❣ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج» » اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم » @Beyzai_ChanneL
🌷⚡️بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم⚡️🌷
برادر! قا یقَت جا دارَد؟! دور کُن،جانِ مرا...تو از این شهرِ غریب نَفسم ت نگِ گناه است وشهرآلودِه... قایِقَت جادارَد؟!.. 🌷 شھـــدا مارا هم به آسمان ببرید... شهدا همیشه نگاهی #صبحتـــون_شــہـدایــے @Beyzai_ChanneL
﷽ هرچند دورم از تـو😓 عجیب است چوڹ دلم حس می ڪند نشستہ کنارے کنارتان😭 چیزے براے عرضہ ندارم بہ ساحتت😔 آقا دڸ شکستہ مے آید بہ ڪارتاڹ؟ #دلتنگ_حرم✋😔 @Beyzai_ChanneL
❣ #سلام_امام_زمانم❣ بيا ای بهترين درمان قلبـ💔ـم مداوا كن غم پنهان قلبـ💔ـم قسم بر خالق دلـ💚ــهای عاشق تو هستی آخرين سلطان قلبـ💔ـم ✨اللهم عجل لولیک الفرج✨ @Beyzai_ChanneL
💠السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام 🌷شهید بیضائی در حرم مطهر امام رضا (ع) یادش با صلوات❤️ 💔💔💔💔 @Beyzai_ChanneL
💠تقدیم به پدرمهربانم
شهید محمودرضا بیضائی
💠تقدیم به پدرمهربانم
آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم ...؟! آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو ... بس که دل تنگ تو ام، از سر شب تا حالا ... آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو ... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم! آنقدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو... پدر ای یاد تو آرامش من...! امشب از کوچه دل تنگی من می گذری؟! جانِ من زود بیا! بغلم کن پدرم...! آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو ... به خدا دل تنگم! رو به رویم بنشینی کافی است! همه دنیا به کنار... گرچه از دور ولی، من تو را می بوسم آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو پدر شهیدم، دوستت دارم 💔💔💔💔💔💔 @Bezai_ChanneL
❤️🍃 سلام علیکم اینجانب مرتضی عطائی ثواب زیارت امام حسین(ع) و دو رکعت نماز تحت قبه سیدالشهدا (ع) در تاریخ هفدهم شهریور ماه 1390 مصادف با نهم شوال 1432 را که به جا آوردم برسد به کسانی که در تشییع جنازه‌ام شرکت کرده‌اند، غسلم داده‌ و کفنم کرده و به خاک سپرده و در مراسم تعزیه‌ام شرکت می‌کنند هدیه نموده و امیدوارم خداوند متعال ، اربابم ابا عبدالله الحسین(ع) را شفیع و دستگیرشان در یوم الحسرت قرار دهد ان شاالله. ضمنا همه را تحت قبه دعا نمودم مخصوصا تمامی همسفرانی که اینجانب را همراهی کردند و احتمالا از من دلخور و یا رنجیده شده‌اند. برای شب اول قبرم دعا نموده و در زیارت عاشورایی که از تاریخ دهم محرم الحرام تا اربعین بعد از نماز صبح که انشاءالله تحت قبه می‌خوانم دعا گویم و برای فرج امام زمان(عج) بسیار دعا کنید که فرجمان در فرج آقا و مولایمان صاحب الزمان(عج) است. از همه حلالیت می‌طلبم مخصوصا همسرم مریم، دخترم نفیسه و پسرم علی. وصیـّت نامه شـهـید مـدافع حـرمـ❣ 🌸💞 @Beyzai_ChanneL