خبر مهم
✍رهبری نگفتند که در موضوع اصل برجام و مذاکرات با ۵+۱بنده اشتباه کردم.
✍ایشان اشاره داشتند که درطول برجام، مسئولان تیم ایرانی برای مذاکراتِ ۲طرفه با آمریکا اصرار داشته و اجازه خواستند(گفتند شما که همه چیز را تجربه کردید، این _مذاکرات با آمریکا_ را هم تجربه کنید) و بنده اشتباه کردم که اجازه مذاکرات(با آمریکا) را دادم.
✅این هم از تبعات اقدام سانسورچی ها(وقتی جلوی انتشار کامل صحبت ها را میگیرند)، که ما باید جور آنها را کشیده و اخبار را آنطور که بوده درست و کامل به اطلاع ملت برسانیم.
@Beyzai_ChanneL
به روایت مادر معزز شهید🍃
متولد19 بهمن 1360 خراط محله از روستاهای لنگرود اسمش در شناسنامه فرهاد بود در خانه ایمان..فرزند دوم بود از اول ابتدایی روزه گرفت نماز خواندن را دوست داشت
بچه ها را برای خرید لباس آزاد می گذاشتم تا انتخاب کنند ایمان همیشه میگفت اول برای خواهرانم بخرید یک خواهر بزرگتر و دو خواهر کوچکتر از فرهاد بودند...
@Beyzai_ChanneL
سومین شهید گیلانی..اولین شهید لنگرود..بسیجی پایگاه مقاومت ثارالله کوشالشاه لنگرود،راوی شهدای دفاع مقدس،حافظ قرآن کریم،از کودکی به مسجد میرفت در محفل قرآن شرکت داشت..از تکاوران تیپ میرزا کوچک لنگرود که داطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) به سوریه اعزام شد.در تل قرین سوریه به فیض شهادت رسید🕊
@Beyzai_ChanneL
تک پسر خانواده، شهید دهه شصتی مدافع حرم..پسر خردسال و دختر شش ماهه یادگارهایش هستند که گل دخترشان شش ماه بعد از شهادت پدر به دنیا آمد
شهید سال سوم راهنمایی به عضویت پایگاه ثارالله کوشالشاه درآمد البته به بیشتر پایگاه های مقاومت اطراف رفت و آمد داشت در سال آخر راهنمایی و دوران دبیرستان هر سال به همراه کاروان های عاشقان ولایت پای پیاده به حرم امام خمینی(ره) می رفت✋
@Beyzai_ChanneL
درسش که تمام شد از آنجایی که میخواست هر چه زودتر مشغول به کار شود، به سربازی رفت؛ البته من دوست داشتم ادامه تحصیل دهد و وارد دانشگاه شود.
بعد از دوران سربازی مدتی دنبال کار رفت ولی کار مورد علاقهاش را پیدا نکرد؛ در سال 83 به دانشگاه امام حسین(ع) اصفهان رفت و با مدرک کاردانی در تیپ تکاوری میرزا کوچک سپاه لنگرود مشغول بهکار شد..
@Beyzai_ChanneL
مادر شهید: سال 87 ازدواج کرد؛ در مریدان لنگرود ساکن بودند، سه ماه آخر در لنگرود خانهای اجاره کرده بود، همیشه به ما سر میزدند، هر هفته پنج شنبه، جمعهها اینجا بودن.. خیلی تحمل دوریاش را نداشتم، مثلا شب جمعهها شام که میخوردند و داشتند میرفتند می گفتم: فردا ناهار میای؟میخندید و میگفت مامان هنوز از در نرفتم بیرون که میگی بازم میای؟بهت زنگ میزنم😊
@Beyzai_ChanneL
چهره مادر شهید اینجای مصاحبه خیلی مضطرب به نظر میرسید و این حرفش که خیلی تحمل دوریاش را نداشتم، مانع از این میشد که بپرسم: کی و چطور خبر شهادتش را شنیدید؟😔
بنابراین از کوچکترین خواهر شهید که بعد از ازدواج در همسایگی پدر و مادرش زندگی میکند، پرسیدم: شهید چقدر روحیه جهاد و شهادت طلبی داشت؟
@Beyzai_ChanneL