البته من دوست داشتم وقتی خودش راوی است بروم که نشد هنوز هم دوست دارم مناطق عملیاتی سالهای دفاع مقدس را از نزدیک ببینم...
@Beyzai_ChanneL
مادر شهید:ماموریت زیاد میرفت به ویژه شمال غرب و ارومیه ولی اینکه چه اتفاقی می افتد نمی دانستیم درباره اعزام به سوریه ما خبر نداشتیم البته به همسرش گفته بود..ما هر سال به مناسبت 28 ماه صفر برای عزاداران رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در بقعه آقا سید محمدتقی غذای نذری درست میکنیم؛چند روز قبل از اعزام به ماموریت آخرش،اینجا بود،گفت:مامان،می خواهم به ماموریت بروم اما اینبار طولانی میشود..گفتم:پس 28 صفر نیستی که در توزیع غذای نذری کمک کنی؟گفت:همسرم کمک میکند..البته آن موقع ماموریتش جور نشد و خودش هم در مراسم 28صفر به ما کمک کرد😊
@Beyzai_ChanneL
درباره رفتن به سوریه هم خودش درخواست کرده بود و علاقه داشت برود..👌
@Beyzai_ChanneL
فکر میکنم کمتر از دو ماه بعد از آن؛در ماموریت آخر خودش باید تماس می گرفت گاهی که همسرش پیش من بود،اگر زنگ میزد،صحبت میکردیم،آخرین بار گفتم:کجایی؟دلم برات تنگ شده..😔گفت:ناراحت نباش،من دور و برت هستم..این تلفن آخرش 15 یا 20 روز قبل از شهادتش بود..
@Beyzai_ChanneL
معلوم بود مادر شهید خوشه بر خیلی تلاش میکند هنگام گفتن این خاطرات اشک نریزد،این صبوری و مقاومتش مرا به سکوت واداشته بود تا هر چه خودش دوست دارد بگوید...😊
@Beyzai_ChanneL
مادر شهید:یک هفته قبل از شهادت ایمان بی قراری شدیدی به سراغم آمده بود؛آن شب به خانه دختر کوچکم رفته بودم،دیدم نمیتوانم قرار بگیرم،عین مرغ سر کنده شده بودم.دختر و دامادم گفتند:تو همیشه اینجوری هستی از دوری بچه ها خودت را می کشی،اتفاقی نیفتاده،یکی ماموریت است،آن دو نفر هم سر زندگی شان.گفتم:شما نمی دانید در دل مادر چه خبر است.؟
@Beyzai_ChanneL
شنبه ای که پسرم شهید شد،غروب دوشنبه اش به ما خبر دادند.دامادم به اتفاق چند نفر آمد و گفت:شایعه ای است مبنی بر اینکه پای ایمان تیر خورده،میخواهند او را اینجا بیاورند.گفتم:همه امکانات تهران است آن وقت میخواهند او را شهرستان بیاورند،راستش را بگویید چه شده؟؟
@Beyzai_ChanneL
فرهاد(ایمان) معروف به ابوحامد در سوریه، ساعت 3 و نیم به وقت آنجا، در تاریخ شنبه 9 اسفند 1393در استان درعا، شهر الهباریه، منطقه تل قرین با تیر مستقیم دشمن به شهادت رسید.روحش شاد و یادش گرامی🕊
#Beyzai_ChanneL