eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم🌹 شروع میکنیم به معرفی شهید ابوعلی(مرتضی عطایی) با ذکر صلوات 🍃اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم..🍃
سلام خدمت شما😊 من ابوعلی هستم همون مرتضی عطایی ابوعلی اسمه جهادیمه😇 💫متولد۴اسفند سال۵۵ امروز مهمونتونم.ممنون که وقت گزاشتین😊 #شهید_مرتضی_عطایی @Beyzai_ChanneL
خیلی شوخ و اهل شوخی بودم😁 و از اسراف خوشم نمی اومد و به بیت مال حساس بودم😌وقتی کسی باهام حرف میزد خیلی آروم و سر به زیر گوش می دادم به حرفا😇به قول بچه ها خیلیم خاکی بودم..نه لباسم خاکی باشه ها نه😅خالص و بی ریا و ساده بودن و گوم گرفتنمو میگفتن خاکی خب تعریف از خودم بسه 😉 @Beyzai_ChanneL
گفتم از اسراف بدم می اومد.😢 تو خانطومان ماست به صورت حلب می اوردن،یعنی ظرفهایی چند کیلویی بزرگ من باقی ماست توی حلب رو که تمیز بود.توی شیشه های خالی آب معدنی دوغ درست میکردم و بین خط تقسیم می کردم.☺️ بچه به یاد دوغ آبعلی مشهد،اسم دوغ های من رو گزاشته بودن دوغ ابوعلی😄 @Beyzai_ChanneL
عکس #شهیدمصطفی_صدرزاده #شهید_مرتضی_عطایی
یکبار یکی از رزمنده ها پسرش که سن کمی داشت را همراه خود به منطقه اورده بود.پدر همیشه خواهش میکرد پسرش رو عملیات نبریم و عقب بماند. یک روز پسر خیلی اصرار کرد که او را به خط ببریم.من و سیدابراهیم هم به او قول دادیم پدرش را راضی می کنیم.وقتی پدر اومد گوشه ای کشوندیمش و کلی باهاش حرف زدیم و به اصطلاح من و سید دوره اش کردیم😀 از علی اکبر امام حسین علیه السلام گفتیم و از اینکه امام حسین علیه السلام پسرشو فرستاد تو نمیخوای بفرستی??? خلاصه پدر راضی شد،منطقه هوای خیلی گرمی داشت.فردای اون روز با ماشین شربت آماده کردیم که برای بچه های خط ببریم😋پسر را همراه خودمون بردیم.سیستم صوت ماشین هم بلند می خواند.ماشین در میان بچه ها ایستاد،رزمنده های خسته که تازه از عملیات اومده بودند دور ماشین جمع شدن.پسر در حال ریختن شربت بود که ناگهان از سمت چپ خمپاره ای نزدیک ما خورد😱دوباره یکی نزدیک ماشین خورد و ترکشی به کتف یکی از رزمنده ها اصابت کرد طوری که دستش را از کتف قطع کرد😞خون فوران کرد.پسر با دیدن معرکه شوکه شد و رنگ به رخسارش نموند و زبونش بند اومد😐 دوستان میگن پدر هم از دور بهت زده،ما را تماشا میکرد.پسر را سوار بر ماشین کردیم و به پدر رسوندیم و خدا رو شکر کردیم برای پسر اتفاقی نیافتاد😍 @Beyzai_ChanneL
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جشن پتو شهید مرتضی عطایی(ابوعلی) در سوریه لبخند بزن دلاور 😃😃😃😃 @Beyzai_ChanneL
پائیزسال۹۴بعد از نماز ظهر رفتیم مسیر خانات تا بلاس به علت کهنه بودن آسفالتش و تله های کنار جاده ای چاله و چوله زیاد داشت از طرفی مسیر پر تردد ماشین های خط و عقبه بود و به دلیل دست اندازها یا باید کند حرکت می کردند یا به علت عجله ای بودن از دست اندازها به سرعت رد بشن😕که پدر ماشین های بیت المال در می اومد😆کسی پیگیر نبود و همه سرگرم کار خودشون بودن اونروز من و یکسری از بچه های فاطمیون اون چاله ها رو با خاک پر کردیم که بیت المال کمتر آسیب ببیند.تا بعد از ظهر مشغول بودیم و کار دو روز طول کشید.😢سوری ها که این کارو دیدن یک هفته بعد چاله ها رو با آسفالت پر کردن😇 @Beyzai_ChanneL
4_470731267499884882.mp3
زمان: حجم: 598K
🎧 خاطره شهيد مرتضى عطايى (ابوعلى) قبل از عمليات بصرالحرير "بوته هاى خار" @Beyzai_ChanneL
همیشه به همسرم میگفتم خداکنه شرمنده اباعبدالله نشم😢.دعا کن با حنجر خونی خدمتشون برم😔. و یک بار از گلو مجروح شدم😊 @Beyzai_ChanneL
من سرانجام در روز ۲۱شهریور۹۵ روز عرفه در لاذقیه سوریه به مهمانی خدا رفتم😍 @Beyzai_ChanneL
نامهء فرزندم از دلتنگی و دوری و نبودن من😢😔