-چیه اون بالا ،موشکه؟
+نه حسن، قیمت پوشکه!
#پوشک_بچه
@Beyzai_ChanneL
زن که وارد #مغازه شد چهره ی #محمود در هم رفت...
سرش را انداخت پایین، لبش داشت زیر دندانش هایش #پاره می شد. هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمی داد. آخرش هم گفت: ما #جنس نمی فروشم.
🔺زن با #عصبانیت گفت مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟
همان طور که سرش زیر بود گفت: هروقت #حجابت را درست کردی بیا تا بهت جنس بدم
@Beyzai_ChanneL
.
💠بیست و نه:
🔷 تهران که بود، با ماشین خیلی اینطرف و آنطرف میرفت. بقول همسر معززش، بیشتر عمرش توی ماشینش گذشته بود!
🔶 گاهی که با هم بودیم نگرانش میشدم؛ دیده بودم که پشت فرمان، گوشیش چقدر زنگ میخورد. همهاش هم تماسهای کاری. چند باری خیلی جدی به او گفتم پشت فرمان اینقدر با تلفن صحبت نکن؛ خطرناک است! ولی بخاطر ضرورتهای کاری انگار نمیشد.
🔷گاهی هم خیلی خسته و بیخواب بود اما ساعتهای زیادی پشت فرمان مینشست. با این همه، دقت رانندگیش خیلی خوب بود، خیلی. من هیچوقت توی ماشینش احساس خطر نکردم. همیشه کمربندش بسته بود و با سرعت معقول میراند. لااقل دفعاتی را که با هم بودیم اینطور بود!
🔶 یکی از همرزمانش میگوید: «من بستن کمربند را از محمودرضا یاد گرفتم. توی سوریه هم که رانندگی میکرد، تا مینشست کمربند را میبست. یکبار در سوریه به من گفت: محسن! میدانی چقدر مواظب بودهام که با تصادف نمیرم؟!»
#برای_محمودرضا
☝️🏻☝️🏻 تعقیب سلسله ی خاطرات
کپی مطلب با ذکر صلوات برای شادی روح شهید بیضائی عزیز، بلامانع است.
@Beyzai_ChanneL
قُلوبَهُم مَعَکْ وَ سِیوفِهُم عَلَیک!
از کوفه خبر رسید
که دلهایشان با تو است
ولی شمشیرهایشان علیه تو!
خـدایـا ،
ما را از آن محبانش قرار نده
که بلدند شمشیر هم به رویش بکشند.
#سید_الشهدا_جان♥️
@Beyzai_ChanneL
هدایت شده از شهید محمودرضا بیضائی
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج»
» اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم »
@Beyzai_ChanneL
من در سبد صبح ، سلامی دارم
با تابش خورشید ، پیامی دارم
از هستی عشق ، هستم پا برجا
با عشق خداوند ، دوامی دارم
#شهید_محمودرضا_بیضائی 🌷
#سلام✋️
#دلتون_شاد_با_یاد_شهدا
@Beyzai_ChanneL