eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام اربابم✋ پسرش روی دستش رفت ولی قولش نه...😔😭 وای رباب...ای وای... @Beyzai_ChanneL
اللهم عجل لولیک الفرج بحق طفل صغیر رضیع شهید..😔😭 @Beyzai_ChanneL
آمد که آب بگیرد... تیر نصیبش شد... تیر سه شعبه برایش کمی زیاد بود... شش ماهه یک تیر ساده هم برایش کافی بود..😔😭
برادر عراقی در حال نصب تصویر مقام معظم رهبری بر روی در کنسولگری ایران در بصره @Beyzai_ChanneL
سلام علیکم...معرفی داریم...میهمان داریم...آماده ی پذیرایی هستید؟
🍃بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهدا. سلام بزرگواران.. شروع میکنیم به معرفی شهید مدافع حرم🌹شهید وحید نومی گلزار🌹 با ذکر صلوات اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم @Beyzai_ChanneL
سلام😊من وحید نومی گلزار هستم..بچه ی تبریز..مرداد ماهی..متولد سال 1361☺️ اومدم امروز یه کم از خودم بگم براتون... @Beyzai_ChanneL
دوران دبستان تا راهنمایی بندرعباس بودیم..دوم راهنمایی بودم که رفتیم تبریز و تا دبیرستان و دیپلم رو اونجا درس خوندم😊 از نوجوانی بچه مسجدی بودم اصلا مسجد حالمو عوض میکرد...من از اون بچه هام که بیشتر از سنم میفهمیدم و از دنیای اطرافم بیخبر نبودم...😌 در خانواده ای بزرگ شدم که مطابق فرامین اسلامی بوده و حلال و حرام خیلی رعایت میشد...☺️ خببب بعد از گرفتن دیپلم رفتم سربازی و بعد از سربازی برای ادامه تحصیل در رشته آی .تی که پیش نیازش زبان بود وارد دانشگاه مولتی مدیا(MMU)کشور مالزی شدم...😌 @Beyzai_ChanneL
یک سال و نیم بعد، از کشور مالزی به ایران برگشتم حالا دیگه دوره ی کامل زبان انگلیسی رو دیده بودم😇کارمند رسمی پالایشگاه بندرعباس شدم در پخش فرآورده های نفتی،بازرس جایگاه های ncg و کارت هوشمند سوخت شرکت نفت...خلاصه کلی سرم شلوغ و گرم کار شد✋ همیشه آخر حرفام به خداشناسی و یا آیات قرآن ختم میشد...😌 خب خب نوبتی هم باشه..نوبت ازدواجمه... @Beyzai_ChanneL
23 دی ماه سال88 در مراسم ساده و صمیمی با دختر عمه ام عقد کردم😍شاید باورتون نشه..در کل دوران نامزدی همسرم را ندیدم..من بندرعباس بودم..همسرم تبریز😢طول این دوران فقط تلفنی ارتباط داشتیم..سه ماه بعد از عقد زندگی مشترکمان را شروع کردیم و با همسرم بخاطر مسایل کاری به بندرعباس رفتیم.. یک روز ناراحت از سر کار اومدم و مستقیم رفتم آشپزخونه و تقریبا نصفی از وسایل رو جدا کردم☹️همسرم گفت وحید این وسایل رو چیکار میخوای؟😳 دوستم تازه ازدواج کرده بود و در منزلشان هیچی نداشتند..😔به همسرم گفتم و وسایل اضافی رو جمع کردم تا به آنها بدهم... @Beyzai_ChanneL
دو سه روز بعد پدر و مادر همسرم از تبریز اومدن بندرعباس خونمون..😍 زودپز نداشتیم غذا بپزیم..مادر خانمم با تعجب به خانمم گفتم جهیزیه که زودپز داشت برو بیار غذا بپزیم..خانمم هم گفتن که نصف وسایلو دادیم به دوستم...☺️ از شما چه پنهون تا وقتی بندرعباس بودیم سه بار این کار رو انجام دادیم و به دوستانم کمک کردیم✋ حتی یکبار موتورم رو دادم به دوستم که با خانمشون به گردش برن و زندگیشون پایدار باشه... @Beyzai_ChanneL