📖 #خاطرات_شهدا ♥️
✍یڪ بار سعید خیلی از بچهها ڪار ڪشید . فرمانده دستہ بود . شب براش جشن پتو گرفتند . حسابی ڪتڪش زدند😶سعید هم نامردی نڪرد ، بہ تلافی اون جشن پتو ، نیم ساعت قبل از وقت نماز صبح ، اذان گفت 😇. همہ بیدار شدند نماز خوندند . بعد از اذان فرمانده گروهان دید همہ بچهها خوابند . بیدارشون ڪرد و گفت اذان گفتند چرا خوابید ؟😐 گفتند ما نماز خوندیم . گفت الآن اذان گفتند ، چطور نماز خوندید ؟ گفتند سعید شاهدی اذان گفت ! سعید هم گفت : من برای نماز شب اذان گفتم نہ نماز صبح !😊😉
#شهید_تفحص_سعید_شاهدی🌷
#سالروز_شهادت🌷
@Beyzai_ChanneL
#امروز قشنڪَترین #نگاهت را به چشم هایت بزن
مےخواهم عمیق #نگاھت ڪنم...
🌷سردارشهید سیدعلی دوامی🌷
#سالـــــروز_ولادت
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
#امروز قشنڪَترین #نگاهت را به چشم هایت بزن مےخواهم عمیق #نگاھت ڪنم... 🌷سردارشهید سیدعلی دوامی🌷 #سا
#سردار_راز_21
سردار شهید سید علی دوامی که در 21 رمضان سال 1346 در گوشه اي از شهرستان ساري سيد پاكي در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود كه نامش را خود به همراه آورده بود يعني علي.
او زماني پا به اين جهان گشود كه رژيم طاغوت و ظلم و ستم شاه حاكم بود.بعد از مدتي از شهر ساري به تهران مهاجرت نمود,دوره ابتدايي خود را در تهران گذراند و دوران راهنمايي را در شهر خودش ساري گذراند.در همين هنگام انقلاب اسلامي شروع گرديد كه اين خود جرقه ايي بود تا آتش درون علي شعله ور گشت. دوران انقلاب در تظاهرات شركت مي نمود عشق او هر لحظه به خدا و امام بيشتر مي شد تا اينكه جنگ تحميلي آغاز گشت از آنجايي كه علي عشق جبهه را در سر داشت درس را فراموش كرد و روانه جبهه ها گشت او عاشق جدش فاطمه الزهرا و پسرش حسين ابن علي بود.
علي هيچگاه براي شهيد گريه و زاري وسياه نمي پوشيد حتي براي دايي خود محمود كه به شهادت رسيده بود.او آرزوي شهادت گمنامي وشهادت در روز تولدش را داشت و براي دوستانش ميگفت همان شبي كه بدنيا آمدم از دنيا خواهم رفت. سعي ميكرد روز تولدش در جبهه ها باشد تا اينكه طبق خواسته خود در 21 رمضان سال 1367 به فيض شهادت نايل گرديد.
از سخنان دوستانش بود كه ميگفتند در شب شهادت حضرت علي(ع) او لباس سياه بر تن كرد و شال سبز بركمر بسته بود و خود را به انواع عطرها معطر ساخته بود بسيار خوشحال بود و مي گفت امشب شب شهادت من است.
فاطمه نیکدوز مادر شهید " سیدعلی دوامی " و خواهر شهید محمود نیکدوز رمز راز 21 را این چنین تعریف کرد: در سن 15 سالگی ازدواج کردم 21 ساله بودم که در21 رمضان 1346 علي به دنيا آمد و در 18 اردیبهشت ماه سال 1367 مصادف با 21 رمضان و در حالی که علي تنها 21 سال از عمرش میگذشت در خاک مقدس شلمچه به درجه شهات نايل گشت تا "سردار راز 21" لقب بگیرد.
#سردارشهید_سیدعلےدوامے
📎سالـــــروز ولادت
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
🔸 #یلدا که چیزی نیست من شبی بلند تر از این هم داشته ام... مثل شبی که تو #رفتی...!😔 به یاد همه #شهدا
محمدتقی عزیز میلاد توست 🎂
و مــــــا باز ڪبوتر عشقمان را
در آسمـانِ خیـال تو پــــــرواز می دهیم
سالهاستــ ڪبوتــرمان جلد مهربـانیت شده است.
شهید #محمدتقی_سالخورده 🌷
🎉🎈🎉🎈🎉
@Beyzai_ChanneL
🌹 #جانباز ۷۰ درصد قطع نخاع #شهید_جعفر_الله_وردی_زاده در بیمارستان خاتم الانبیاء پس از تحمل ۳۴ سال درد و رنج ناشی از مجروحیت در ۲ دی ماه ۱۳۹۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
این #پاسدار عزیز از طرف نیروی انتظامی شهر تبریز در سال ۶۰ در عملیات حصر آبادان شرکت نمود و در آن عملیات بر اثر اصابت ترکش بر کمرش دچار مجروحیت شد.
@Beyzai_ChanneL
🎁 آقا جعفر، سالروز شهادتت مبارک قهرمان جبهه های #دفاع_مقدس 🎈
شهید محمودرضا بیضائی
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 #قسمت_نود_و_ششم ✳قرار بود براي تصويربرداري به هادي و دوستان ملحق شويم. روز يکش
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃
#قسمت_نود_و_هفتم
✳خودش بود. اولين شهيد شيخ هادي بود که آرام خوابيده بود.صورتش
کمي سوخته بود اما کاملا واضح بود که هادي است؛ دوست صميمي من. بالای سر هادي نشستم و زارزار گريه کردم.ياد روزي افتادم که با هم از سامرا به بغداد بر مي گشتيم.
🔗هادي مي گفت براي شهادت بايد ازخيلي چيزها گذشت. از برخي گناهان فاصله گرفت و...بعد به من گفت:وضعيت حجاب در بغداد چطوره؟گفتم: خوب نيست، مثل تهران.گفت: بايد چشم را از نامحرم حفظ کرد تاتوفيق شهادت را از دست ندهيم.
🌀بعد چفيه اش را انداخت روي سر وصورتش.در کل مدتي که دربغدادبوديم همينطور بود. تا اينکه از شهر خارج شديم و راهي نجف شديم.
****************************
🌟سه شنبه بود. من به جلسه ي قرآن رفته بودم. در جلسه ي قرآن بودم که به من زنگ زدند. پرسيدند خانه اي؟ گفتم:نه. بعد گفتند: برويد خانه کارتان داريم. فهميدم از دوستان هادي هستند و صحبتشان درباره ي هادي است، اما
نگفتند چه کاري دارند.
⭕من سريع برگشتم. چندنفرازبچه هاي مسجد آمدند و گفتند هادي مجروح شده. من اول حرفشان را باور کردم. گفتم: حضرت ابوالفضل و امام حسين کمک مي کنند، عيبي ندارد.
📌اما رفته رفته حرف عوض شد. بعداز دو سه ساعت همسايه هاآمدندومادردو تن از شهداي محل مرا در آغوش گرفتند وگفتند: هادي به شهادت رسيده.
💟موبايل را استفاده نمي کنم. اين رابيشتر فاميل و در محل کارمعمولادوستانم مي دانند. آن روز چندساعتي توي محوطه بودم.عصروقتي برگشتم به دفتر، گوشي خودم را از توي کمد برداشتم. با تعجب ديدم که هفده تا تماس بي پاسخ داشتم‼
📚برگرفته از کتاب شهید هادی ذوالفقاری
️❣❤️❣❤️❣❤️
❣❤️❣❤️❣❤️
✍ ادامه دارد ...
@Beyzai_ChanneL
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از شهید محمودرضا بیضائی
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج»
» اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم »
@Beyzai_ChanneL
🍃❤️
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_الحسین
باب الورود قلب مرا با دم حسین
قلبے علے الهواڪ مدامے ڪشیده اند
هر لحظه از میان دلم تا ضریح عشق
مِنّے الےالحسینِ سلامے ڪشیده اند
#لبیک_یا_حسین...❤️
@Beyzai_ChanneL