eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
هر ‌صبح این آفتاب حضور شماست که جهان مان را زیبا میکند ... نه این طلوع تکراری ... 🌿🌸 #صبحتان_شهدایی 🌸🌿 #شهیدمحمودرضا_بیضائی @Beyzai_ChanneL
🍃 اربابم حسین ... ⚜روزى که با سـلام تو آغاز مى‌شود ⚜تا شـب حسینى است تمـام دقایقش اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِالله (ع)✋ @Beyzai_ChanneL
درد درمان مےشود با ذکر يا مهـ💙ـدی مدد سخت آسان میشود با ذکر يامهـ💙ـدی مدد بس که آقايم غريب است و ندارد ياوری چشم، گريان میشود با ذکر يا مهـ💙ـدی مدد اللهم عجل لولیک الفرج @Beyzai_ChanneL
💠پَـــنـــد نــٰـامــہء شٌــــهَــــداء "۱۱"💠 #کانال_شهید_بیضائی 🌷شهید محمدهادی ذوالفقاری🌷 ✅ #پند_نامه_شهدا ✅ #تلنگر @Beyzai_ChanneL •┈┈••✾•🔹🔷🔹•✾•┈┈••
🌺فرخنده شبی ،شبی که بی همتا بود / پیوند دو گل در آسمان برپا بود 🌺جبریل امین به روی لب زمزمه داشت / هم کفو علیِّ مرتضی، زهرا بود 🌸سالروز ازدواج فرخنده حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) مبارک باد @Beyzai_ChanneL
Hamed Zamani - Eshghe Paak(128).mp3
زمان: حجم: 2.9M
🌺به مناسبت پیوند آسمانی امام علی(ع)و حضرت فاطمه(س) 🎊🎊🎉🎉🎉🎉🎉🎈🎈🎈 @Beyzai_ChanneL
همیشه از چشمهایت گفتم…🌸 غافل از اینکه وقتی میخندے دل ها را بهم میریزی…❣ @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
همیشه از چشمهایت گفتم…🌸 غافل از اینکه وقتی میخندے دل ها را بهم میریزی…❣ @Beyzai_ChanneL
🌷ما با شما هستیم🌷 ⭕️چند روز قبل و صبح روز میلاد حضرت زهراس بود. داشتم توی خیابان راه میرفتم. یکدفعه شخصی مرا صدا کرد و داد زد: مرتضی... برگشتم و دیدم که ابراهیم هادی است! چشمانم از تعجب گرد شد. دویدم و او را در آغوش گرفتم. نمی دانید چه حالی داشتم. بعد از سی و چند سال ابراهیم را می دیدم. گفتم: کجایی داش ابرام!؟ دستم را گرفت و با هم وارد یک باغ شدیم. چشمانم به اطراف مات و مبهوت شده بود. تمام باغ پر از گل های محمدی و رُز بود. بوی عطر عجیبی همه جا به مشام می‌رسید. رود بسیار زیبایی وسط باغ بود. اینقدر این باغ زیبا بود که نمی‌توانم با هیچیک از باغهایی که در دنیاست مقایسه کنم.... 🔅دستم در دست ابراهیم بود. در گوشه ای از باغ جلوی یک قصر نشستیم. گفتم: داش ابرام این باغ و قصر و... چند خریدی؟ گفت: مرتضی جون اینجا رو همینطوری به من هدیه دادند. بعد ادامه داد: راستی، فهمیدی ازدواج کردم. اینجا همینطوری به من زن دادند! بعد خانمش را صدا زد و گفت: خانم بیا، آقامرتضی اومده... بعد یک خانم با چادر سفید و چهره ای که شبیه نور بود آمد و کنار ابراهیم نشست. گفتم: راستی آقا ابراهیم، سی ساله ندیدمت. کجایی!؟ گفت: ما با شما هستیم. همیشه شما رو می بینیم و... بعد ادامه داد: مرتضی ناهار پیش ما بمون. گفتم: کار دارم باید برم. ابراهیم مرا بوسید و خداحافظی کردیم و یکباره از خواب پریدم. هنوز گرمی بوسه ابراهیم را بر صورتم حس میکردم. سحر میلاد مادر سادات حضرت زهراس در آخرین روز سال 95 بود. و من در حسرت فراق ابراهیم. او در چه بهشتی بود؟! من چرا ناهار را نماندم! 📢روایت: مرتضی پارساییان @Beyzai_ChanneL
#شهید_حمزه_خسروی @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
#شهید_حمزه_خسروی @Beyzai_ChanneL
شهيد حمزه خسروى، فرمانده يكى از گروهانهاى لشكر المهدى(عجّ) بود. روزى پس از نماز صبح رو به يكى از برادران روحانى كرد و پرسيد: ـ حاج آقا! اگر كسى خواب امام على عليهالسلام را ببيند، چه تعبيرى دارد؟ روحانى در پاسخ گفت: ـ بايد ديد چه خوابى ديده و ماجرا چگونه بوده. شهيد خسروى ديگر چيزى نگفت. اما دو ساعت بعد وقتى در يكى از محورهاى عملياتى با فرق شكافته به ديدار مولايش شتافت؛ خوابش تعبير شد. 🍃همرزم شهيد حمزه خسروى @Beyzai_ChanneL
عقد شهید نوید صفری بر سر مزار شهدا