eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
275 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج» » اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم » @Beyzai_ChanneL
🌷⚡️بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم⚡️🌷
السلام ایها الشهید✋ کمی اراده ی قوی کم داریم😔 دروغ چرا؟؟کمی از کمی بیشتر به اراده ای همچون اراده ی شما نیاز داریم ای شهدا...😔 @Beyzai_ChanneL
السلام ایها الارباب✋ ای وای از بازار شام...😭 ای وای عمه ی سادات... روزی غم مادر.. روزی پدر.. روزی جگر در تشت برادر.. روزی... گود....ال😭😭😭 @Beyzai_ChanneL
السلام ایها المولا✋ گاهی که عمیق فکر میکنم.. به خود که می آیم... میبینم...هزار و چند صد سال است گذشته و هنوز آنقدر خوب نبودم که یکبار مولایم اجازه ی دیدار بدهد...😔😔 و دنیا.....بر سرم خراب میشود.. #اللهم عجل لولیک الفرج 🍃تعجیل در امر فرج3صلوات @Beyzai_ChanneL
هدایت شده از # غیرت آفتاب #
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️بدون شک بارها و بارها همه ما این صدای دلنشین را از صداسیما در زندگی شنیده ایم! 🔹اکنون برای اولین بار چهره صاحبان این دو صدای آسمانی را ببینید! @Beyzai_ChanneL
هدایت شده از # غیرت آفتاب #
31.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔯دیگر دروغ های خانم یاسی اشکی و جمع آوری کمک های میلیاردی برای وی با کمک وزیر بهداشت و ماه عسل ! @Beyzai_ChanneL
هدایت شده از # غیرت آفتاب #
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مهمان برنامه زنده ماه عسل آمپول کشنده به بینندگان پیشنهاد کرد!! 🔸ماجرای مهمان پرحاشیه که به اسم آموزش کودکان ایرانی آمده بود @Beyzai_ChanneL
ملاقات و تماشایی باشد...! علی با فرق خونین و شکسته..! 😓😓 فاطمه پهلوی بشکسته..! 😭😭 @Beyzai_ChanneL
اگه پارسال داعش به صحن علنی مجلس رسیده بود الان سالگرد کدوم یک از نماینده ها بود!! 1- همه نماینده ها 2- همه بجز لیست امید! 3- اونایی که توئیتر دارن! 4- خدا را شکر بخیر گذشت و قدر بدان امنیت و جانفشانی پاسداران امنیت و سربازان وطن را @Beyzai_ChanneL
🌹 مادرم تماس گرفت: 👈حال پدربزرگت بد شده...ما مجبور شدیم بیایم اینجا (منظور یڪے از روستاهای اطراف تبریز است)... چند روز دیگه معطلے داریم... برو خونه عمت!...👉 اینها خلاصه جملاتے بود ڪه گفت و تماس قطع شد 💞 چادر رنگـے فاطمه را روی سرم مرتب میڪنم و به حیاط سرڪ میڪشم. نزدیڪ غروب است و چیزی به اذان مغرب نمانده. تو لبہ‌ی حوض نشسته ای، آستین هایت را بالا زده ای و وضو میگیری. پیراهن چهارخانه سورمه ای مشڪے و شلوار شیش جیب! میدانستم دوستت ندارم❣ فقط...احساسم بہ تو، احساس ڪنجڪاوی بود... ڪنجڪاوی راجب پسری ڪه رفتارش برایم عجیب بود❣ "اما چرا حس فوضولے اینقد برام شیرینه😐 مگه میشه ڪسے اینقدر خوب باشه؟" مےایستے، دستت را بالا مےآوری تا مسح بڪشے ڪه نگاهت بمن مےافتد. بسرعت رو برمیگردانے و استغفرالله میگویـے.... اصلاً یادم رفته بود برای چڪاری اینجا امده ام... _ ببخشید!...زهرا خانوم گفتن بهتون بگمن مسجد رفتید به اقا سجاد گوشزد ڪنید امشب زود بیان خونه... همانطور ڪه آستین هایت را پایین میڪشے جواب میدهے: بگید چشم! سمت در میروی ڪه من دوباره میگویم: _ گفتن اون مسئله هم از حاجـے پیگری ڪنید... مڪث میڪنـے: _ بله...یاعلــے! 💞 زهرا خانوم ظرف را پر از خورشت قرمه سبزی میڪند و دستم میدهد _ بیا دخترم...ببر بزار سرسفره... _ چشم!...فقط اینڪه من بعد شام میرم خونه عمه ام!... بیشتر از این مزاحم نمیشم. فاطمه سادات ازپشت بازو ام را نیشگون میگیرد _ چه معنےداره! نخیرشما هیچ جا نمیری!دیر وقته... _ فاطمه راس میگه...حالا فعلا ببرید غذاها رو یخ ڪرد.. هردو از آشپزخانه بیرون و به پذیرائےمیرویم. همه چیز تقریباً حاضر است. صدای مردانه ڪسے نظرم را جلب میڪند. پسری با پیرهن ساده مشڪے، شلوار گرم ڪن، قدی بلند و چهره ای بینهایت شبیه تو! ازذهنم مثل برق میگذرد_اقاسجاد_! پشت سرش تو داخل می آیے و علےاصغر چسبیده به پای تو کشان کشان خودش را به سفره میرساند❣ 💞 خنده ام میگیرد! چقدر این بچه بہ تو وابسته است💗 نکند یکروز هم من مانند این بچه بہ تو.... ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🍃میشود امشب مرا در گوشه دل جا کنی؟ 🍃وقت مسجد رفتنت با خود مرا همپا کنی؟ 🌾در میان هر قنوت و وقت یا رب گفتنت 🌾یادی از این درمانده در احیاء کنی؟... 💠این شبها همدیگه رو دعا کنیم @Beyzai_ChanneL