یکی تو استخر فرح میمیره می گن کشتنش یکی هم بعد ده سال عکسشو منتشر کردن میگن ببینید چقدر پیر شده!
انتظار داشتن اون مرحوم بعد هشتاد و اندی سال اصلا نمیره، این بنده خدا هم بعد ده سال لابد جوونتر بشه
#ميرحسين_موسوي
@Beyzai_ChanneL
.
💠 بیست و شش:
🌷 این رفتوآمدها به سوریه و به نوعی فکر کردنش درباره مقاومت اسلامی روحیات او را جور دیگری کرده بود. این اواخر من از اینکه آدمی مثل او عاقبت در این مسیر شهید میشود و این شهادت قریبالوقوع است، مطمئن شده بودم.
چیزهایی در حرکات و سکناتش در این اواخر ظاهر شده بود که مشخص بود حالش متفاوت است. من حتی دو مرتبه در میان زیارت از او طلب شفاعت کردم اما پاسخم را به سکوت گذراند. نه جواب منفی و نه جواب مثبت، هیچکدام را نداد؛ میتوانست از سر شکسته نفسی یا تواضع بگوید مثلا «ای بابا ما که لیاقت نداریم» یا «ما کجا، این حرفها کجا؟!» اما حتی این را هم نگفت. فوقالعاده مکتوم بود.
اما این اواخر برای من و اطرافیان معلوم بود که او بالأخره روزی در این مسیر شهید میشود. این اواخر یک روز به تبریز آمده بود و در منزل پدر مهمان بودیم همه. همسرم آنجا به من گفت که مطمئن است محمودرضا شهید میشود و این در چهرهاش پیداست.
من این را به یقین میگویم که استعداد شهادت پیدا کرده بود. او از همان اول که در مسیر جهاد فیسبیلالله فکر و حرکت کرد هدفش جهاد در راه خدا تا نائل شدن به شهادت بوده و غیر از آن، هدف دیگری نداشته است. تمام کارها و برنامهریزیهایی که در این مدت کرده بود، فقط در این مسیر بوده است. صرفاً برای جهاد و شهادت در راه خدا کار میکرد و البته این را تا لحظه شهادت کتمان کرد.
خیرگزاری تسنیم
#برای_محمودرضا
☝️🏻☝️🏻 تعقیب سلسله ی خاطرات
کپی مطلب با ذکر صلوات برای شادی روح شهید بیضائی عزیز، بلامانع است.
@Beyzai_ChanneL
جمـعه ها،بغـض من انگارگلـــو گیـرتراست😔
فڪروذهنــم،به تووچشم تو درگیرتراست😭
مثل هـرجمــعه دلــــــم حس عجیبـی دارد💔
حس دیدارتواین جمعه ڪمی بیشـتراست
#اللهـــــم_عــجل_لولیڪـــــ_الفـــرج🙏
التماس دعای فرج
@Beyzai_ChanneL
#خواهرشهید
تا میخواهیم برای مجید گریه کنیم، خندهمان میگیرد.😊
داداش مجید شیرینی خانه است. شیرینی محله، حتی آوردن اسمش همه را میخنداند. اشکهایشان را خشک میکند تا دوباره دورهم شیرینکاریهای مجید را مرور کنند.
عطیه خواهر مجید درباره شوخطبعی مجید میگوید: «نبودن مجید خیلی سخت است؛ اما مجید کاری با ما کرده که تا از دوری و نبودنش بغض میکنیم و گریه میکنیم یاد شیطنتها و شوخیهایش میافتیم و دوباره یکدل سیر میخندیم. مجید کارهای جدیاش هم خندهدار بود. از مجید فیلمی داریم که همزمان که با موبایلش بازی میکند برای همرزمهایش که هنوز زندهاند روضههای بعد از شهادتشان را میخواند. همه یکدل سیر میخندند و مجید برای همه روضه میخواند و شوخی میکند؛ اما آخرش اعصابش به هم میریزد. مجید شبها دیروقت میآمد وقتی میدید من خوابم محکم با پشت دست روی پیشانی من میزد و بیدار میکرد. این شوخیها را با خودش همهجا هم میبرد. مثلاً وقتی در کوچه دعوا میشد و میدید پلیس آمده. لپ طرفین دعوا را میکشید. لپ پلیس را هم میکشید و غائله را ختم میکرد. یکبار وقتی دید دعوا شده شیشه قلیانش را آورد و محکم توی سرش خورد کرد همه که نگاهش کردند خندید. همین قصه را تمام کرد و دعوا تمام شد. هرروز که از کنار مغازهها رد میشد با همه شوخی میکرد حالا که نیست. همه به ما میگویند هنوز چشمشان به کوچه است که بیاید و یک تیکهای بیندازد تا خستگیشان در برود.»
🌺
#شهیدمجیدقربانخانی
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
خوش آمدی سید جان عیدی مولا به ما بازگشت پیکر مطهرت شده پیکر #سید_جلال_حبیب_الله_پور شناسایی شد
عادت داشتم #سرهنگ صدایش کنم،یه بار بهم گفت: اتیڪتمو بخون،چے نوشته؟
گفتم: #سید_جلال...
گفت:از این بہ بعد #سید صدا کن منو تا یادم بیفته #پسر حضرت #زهرا_س هستم...
#شهید_سید_جلال_حبیب_اللہ_پور
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
خوش آمدی سید جان عیدی مولا به ما بازگشت پیکر مطهرت شده پیکر #سید_جلال_حبیب_الله_پور شناسایی شد
🌺آری! سید شهیدمان میدانست که فتح و پیروزی با شهادتطلبی بهدست میآید و بهفرموده امام روحالله؛ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمیشناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان بهراه اندازیم و شک نداریم که بهفرموده امام عزیزمان، جنگ ما فتح فلسطین را بهدنبال خواهد داشت.🍃
💠سید جلال شهید، میدانست اگر میخواهد اسمش در لیست سربازان سپاه آخرالزمانی امام عصر (عج) ثبت شود باید شرایط ثبتنام را رعایت کند؛ ایمان، تقوا، عمل صالح، اخلاص در عمل، صبر و بردباری، شجاعت، صداقت، امانتداری، ولایی بودن، مردمی بودن و عاشق شهادت بودن را در 8 سال دفاع مقدس در مکتب عاشورای امام خمینی (ره) آموخت و در کنکور شهادت شرکت کرد و کارت معافیت از گناه و توبهنامه معتبر ممهور به مهر امام حسین (ع) را از عمه سادات در دمشق دریافت کرد.🍃
☘سید جلال عزیز میدانست که شدت علاقه حضرت ابوالفضل (ع) به حضرت زینب (س) خیلی زیاد است و خودش را برای دفاع از عقیله بنیهاشم به شهر شام رساند و در روز شنبه 29 فروردین به حرم حضرت زینب (س) مشرف شد و ذکر «کلنا عباسک یا زینب» را در حرم زمزمه کرد و در کنار قبر کوچک حضرت رقیه (س) دست نیاز بهسوی خدای بینیاز بلند کرد و با خدای خویش به نجوا پرداخت تا که در ظهر روز دوشنبه 31 فروردین طی عملیاتی که در منطقه «بصرالحریر» واقع در شمال شرقی استان درعا در جنوب سوریه صورت گرفت در حال کمک و هدایت عملیات نظامی ارتش سوریه علیه گروههای تروریستی ارتش آزاد و القاعده در سوریه «جبههالنصره» پس از قرار گرفتن در محاصره و نبردی جانانه با دشمن به همراه عدهای از همرزمانش و رزمندگان دلاور تیپ سرافراز فاطمیون، دفاع وطنی و ارتش سوریه بالدربال ملائک گشود و به کاروان عاشورائیان پیوست.🍃
🌸سید جلال حبیب خدا بود! سید جلال محب حضرت زهرا (س) بود، او به عشق مادر خواست گمنام بماند، آری او در مهر مادر خلاصه شده بود، ذره ذره وجود او نام مادر را صدا میکرد، او برای صدها جوان مشتاق، حقیقتاً چراغ راه شد اما این وادی پر است از این ستارهها، پر است از کسانی که راه را نشان میدهند.🍃
@Beyzai_ChanneL