eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
شیعیان لندنی و وهابیون دو روی یک سکه‌اند. هردو کمر بسته‌اند به حذف یکی با قمه‌زنی، ناسزاگویی و سایر رفتارها و عزاداری‌های موهون و دیگری با شانتاژ علیه همان حرفها و عزاداریها. هردو هم سر در آخور روباه پیر دارند - لعنت به هردویشان و تمام حامیانشان "شازده کوچولو 🏴" @Beyzai_ChanneL
#دلنوشته_شهید_نوید_صفری دوست دارم در منتهای بی کسی باشم در منتهای گمنامی بدنم زیر افتاب سه شبانه روز بماند... حضرت زهرا (س) بگویند به حسینم او را بخشیدم @Beyzai_ChanneL
: برای شدن باید را آرزو ڪرد من خودم بہ این یقین رسیده وبا اطمینان مےگویم :هرڪس شهید شده خواستہ کہ شهید بشود شهادتِ شهید فقط دست خودش است. @Beyzai_ChanneL
💐پایان چشم انتظاری۳۶ساله ی مادرو پدرشهید"ابوالفضل کلهر" 🕊پیکرمطهرشهیددرآخرین عملیات گروه هاےتفحص شهدا،کشف وازطریق پلاک هویتےشناسایےشد 💐مادربزرگوارشهیدامروزساعت۱۵با فرزندش درمعراج شهدادیدارمیکند
شهید محمودرضا بیضائی
💐پایان چشم انتظاری۳۶ساله ی مادرو پدرشهید"ابوالفضل کلهر" 🕊پیکرمطهرشهیددرآخرین عملیات گروه هاےتفحص شه
🍃علی اکبر به خیمه برگشته...😔کاش علی اکبرِ اربابمون هم سالم برمیگشت... برسانید... به گوش همه ی منتظران.. چشم به راهی مادری... به بار نشسته.. @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
اقا حامد سال ها تو هیئت فاطمیه (س) طالقانی تبریز به عزاداری مشغول بود. وقتی ایام محرم می شد یکی از چرخ های مخصوص حمل باندها رو برای خودش بر میداشت و وظیفه حمل اون چرخ رو به عهده می‌گرفت.🍃 با عشق و علاقه خاصی هم این کار رو انجام می داد. وقتی عاشورا می شد برای هیئت چهار هزار تا نهار میدادیم که حامد منتظر می شد همه کم کم برن... تا کار شستن دیگ ها رو شروع کنه... با گریه و حال عجیبی شروع به کار می کرد...😭 بهش میگفتن آقا حامد شما افسری و همه میشناسنتون بهتره بقیه این کارو انجام بدن. می گفت: "اینجا یه جایی هست که اگه سردارم باشی باید شکسته شوی تا بزرگ بشی"👌 و همینطور می گفت: "شفا تو آخر مجلسه، آخر مجلسم شستن دیگ هاست و من از این دیگ ها حاجتم رو خواهم گرفت" که بالاخره اینطور هم شد. شهید مدافع حرم حامد جوانی🍃 @Beyzai_ChanneL
@Panahian_irClip-Panahian-AghaLotfanBeManEjazeBede-64.mp3
زمان: حجم: 2.2M
🎵آقا! لطفا به من اجازه بده ... 🔻فرصت کار برای حسین(ع) را از دست ندهید! @Beyzai_ChanneL
💠سی و شش: 🔵 می‌گفت جنگ در سوریه که تمام بشود می‌رویم عراق بجنگیم؛ جنگیدن در کربلا حال دیگری دارد… ☝️🏻☝️🏻 تعقیب سلسله ی خاطرات کپی مطلب با ذکر صلوات برای شادی روح شهید بیضائی عزیز، بلامانع است. @Beyzai_ChanneL
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید محمودرضا بیضائی
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 #قسمت_دوم ❗همین طور که با تعجب نگاهش میکردم ادامه داد... ✴خواستم بگویم همینطو
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 ✳در روستای اطراف قوچان به دنیا آمدم روزگارخانواده ما به سختی میگذشت.درچهارسالگی پدرم را از دست دادم وهمراه یکی از بستگان راهی تهران شدم.یک بچه یتیم بودم چه شبها که نه غذایی برای خوردن داشتم ونه جایی برای استراحت. ❇با پیروزی انقلاب به روستا بازگشتم و بایکی از دختران خوبی که خانواده معرفی کردند ازدواج کردم. 💟ده سال در مسجد فاطمیه دولاب تهران به عنوان خادم مشغول فعالیت شدم.اواخر سال 1367 بودکه محمدهادی به دنیا آمددبستان در مدرسه شهید سعیدی درمیدان ایت الله سعیدی رفت. ✳هادی ازهمان ایام با هیئت حاج حسین سازورکه در دهه ی محرم درمحله ی ما برگزار میشد اشنا گردید.من هم با پسرم در برنامه ها شرکت میکردم. ❇پسرم با اینکه سن و سالی نداشت اما در تدارکات هیئت بسیار زحمت میکشید. بدون ادعا وبدون سر وصدا برای بچهای هیئت وقت میگذاشت. یادم هست که محمد هادی ازهمان دوران نوجوانی به ورزش علاقه مند بود،چند وسیله ی ورزشی تهیه کرده بود و صبحها مشغول میشد.با میله ای که برای پرده به کنار درب حیاط نصب شده بودبارفیکس میزد. بااینکه لاغر بوداما بدنش حسابی ورزیده شد. راوی پدر شهید هادی ذوالفقاری 📚برگرفته از کتاب پسرک فلافل فروش ️❣❤️❣❤️❣❤️ ❣❤️❣❤️❣❤️ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🔴یزیدیان نمیگذارند #صدای_مظلوم و #عدالت شنیده شود #نیاوران #محرم @Beyzai_ChanneL