eitaa logo
|بی‌هُنـــــر|
37 دنبال‌کننده
28 عکس
1 ویدیو
0 فایل
هنر مردان خدا شهادت است .دست‌نوشته‌های یک جزء نامنسجم.
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقت است که مکالمه من و میم به این ختم میشود که تو نیاز به استراحت داری و من هر شونصدهزار دفعه گفته ام تا پرونده کارهایم باز است استراحت معنا ندارد. اما چهارشنبه از همان اول صبح بدون اینکه تصمیم قبلی گرفته باشم یا نمرود از شهر بیرون رفته باشد، افتادم به جان کارهای عقب افتاده‌ی این چهل روز! بت های ریز و درشت را به هوای بت بزرگ زدم خورد و خاکشیر کردم و تبر را روی دوش بت بزرگ انداختم. چون باز هیبتش من را گرفت. چون باز کُپ کردم. اما این دفعه دوپامینِ بت‌های انداخته مجابم کرد که برگردم به حرف میمِ عزیز و بدون فکر کردن به بت بزرگ و نمرودِ کمالگرایی، بروم کوه و خستگی ذهنی را با چای آتیشی بشورم و ببرم پایین و پاییز ۳۲ را در پاییز ۰۴ تمام کنم و زیر لب زمزمه کنم وعده وَهٰار دایْت یَه خُو پاییزَ
فوبیای پیامک نداشته‌ای که بدانی چه می‌کشم احساس باختن به تماشا نمی‌شود والا به خدا... .
+اسمش خشکی طبع است. _حالا که اکوسیستم خشک شده! مغزوسیستم ماهم رویش. +چه کار کنیم؟ برای بار شونصدهزارم قیدار را... _ کجای کاری؟ خشکسالی به مراتع خواندنی هم زده! +پس قیدار را رونویسی کنیم. حرکت جدیدِ ترکیبی _ چیزی شبیه باروَر کردن ابرهای طبع
|بی‌هُنـــــر|
_ چگونه‌ ای؟ + چونان فرمانده‌ی یک گردانِ مفقودالاثر
_ چگونه ای؟ + چنان شعرهای‌حامدعسگری زخمی،دلگیر،پُـرقصه و منتظرِ معجزه
_ چگونه‌ای؟ + چنان ابرهایی که فقط آسمان را گرفته‌اند و چیزی در چنته ندارند هیچ‌چیز!
آره مثل چمران تو کوچه‌های‌پاوه ↻
هدایت شده از |بی‌هُنـــــر|
ما امـــــتِ الله اکبـریم
ما سر بلند و سینه ستبر و سر آمدیم این اقتدار ما زِ شهیدان فاطمه است
نه برای تطبیق وضع الانمان دنبال جنگ های صدر اسلام نگردید ما حالا دقیقا آنجایی هستیم که حضرت از دفن همسرش فارغ شد کنار قبر نشست خاک را از دستها و لباسش تکاند و غم فراق هجوم آورد و شروع کرد به گریه کردن
منم همینطور ماهانِ‌بی‌چهره..منم همینطور. حد تو رثا نیست. عزای تو حماسه است
و چیست اندوه؟ جز هرم سوختن جنگلهای سر بهم سابیده‌ی سرو در سینه ی آدمی!