زندگی شبیه یه کتاب خونست.
بعضی آدمها فقط از کنار قفسههات رد میشن، بعضی ها چند صفحه از داستانت رو میخونن و میرن، بعضی ها یه فصل از زندگیت میشن، و تعداد خیلی کمی تا آخر کتاب کنارت میمونن.
اشتباه ما اینه که فکر میکنیم هر کسی کتابمون رو باز کرد، حتما تا صفحهی آخر هم میخونه.
برای همین از رفتن بعضی ها تعجب میکنیم در حالی که از اول هم قرار نبود خوانندهی آخر داستانمون باشن.
و شاید قشنگ ترین چیزی که باید یاد بگیریم اینه که قرار نیست همه تا آخر داستانت بمونن، مهم اینه که آخرش از خوندن زندگی خودت پشیمون نباشی.
فراموشش کن عزیزم، بی شک اگه دوستت
داشت، این چنین ازت بیخبر نبود...
شرایط و قسمت دروغاند. اگر انسانی انسان دیگر را دوست بدارد برایش جنگ به پا میکند.